[ شرح ] غزل 334
بيت 1 : بازم : در مصراع اول به معنى « بار ديگر » و در مصراع دوم به معنى « فدا كردن » ( بازم و بازم جناس ) چوگان : ميلهى سركجى است براى ضربه زدن به توپ در چوگانبازى .
اگر بخت يارى كند و بار ديگر گيسوان تو به چنگم بيفتد ، سرم را مانند توپ در خم چوگان زلف تو فدا مىكنم . ( خم زلف جانان به چوگان تشبيه شده است . )
بيت 2 : زلف تو . . . : گيسوان بلند تو در حكم عمر طولانى من است ، ولى افسوس كه يكسرمو مو از آن زلف بلند در دست من نيست .
بيت 3 : پروانه : به ايهام ، اجازه پروانهى راحت : رخصت شادمانى شمع : به استعاره دلدار
اى دلدار زيبا ! اجازه بده تا امشب پيش شمع رخ تو جان را فدا كنم و نابود شوم كه اين نابودى براى من شادمانى است .
بيت 4 : صراحى : تنگ گلو باريك شراب ، صداى غلغل صراحى هنگام تهى شدن به خنده تشبيه شده است . - در آن لحظه كه مانند صراحى خنده از گلو برمىآورم و قالب تهى مىكنم و فناى مطلق مىشوم ، از مستان عشق تو مىخواهم كه بر جنازهى من نماز گزارند .
بيت 5 : من آلوده : من گناهكار
چون نماز من گناهكار مقبول حق نيست ، لذا در ميكده به سوز و گداز مىپردازم كه گفتهاند :
« از ميكده هم سوى خدا راهى هست » ، از آنجا هم مىتوان طلب آمرزش كرد .
بيت 6 : محراب : مسجد و محراب كه سقف آن به شكل طاق و قوسى شكل است . كمانچه :
سازى كمانى شكل و ايرانى ، داراى سه يا چهار سيم كه با آرشه نواخته مىشود .
اگر چهرهى زيباى تو در مسجد يا در ميخانه در آينهى خيال من مجسم شود ، در مسجد از ابروان هلالى تو ، محراب و در ميكده ، كمانچه مىسازم . ( در بيت لفونشر رعايت شده است . )
گر به مسجد روم ابروى تو محراب من است * ور به آتشكده زلف تو چليپا دارم « * »
« سعدى »
بيت 7 : گر خلوت . . . : اگر شبى با روشنى جمالت خلوت سوت و كور تنهايى ما را روشن كنى ، خورشيدوار در سراسر عالم سر به فخر بلند خواهم كرد .
بيت 8 : محمود : به ايهام ستوده سودا : عشق اياز « * * » : غلام محبوب سلطان محمود
بيت 10 : حافظ غم دل : چون غصهى دل را به هيچكس نمىتوان گفت ، لذا افشاى راز به جز جام ، به كس ديگرى جايز نيست .
هامش
* محراب : مسجد ، جايگاه نماز در مسجد چليپا : صليب ، زلف كه به شكل چليپا بافته مىشود
* * به زيرنويس غزل 258 نگاه كنيد .