تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١

[ شرح ] غزل 332

بيت 1 : مزن بر دل . . . : اى من به فداى چشم مستت ! با تير غمزهء دل مرا هدف قرار مده كه ما خود افتادگان مسكينيم ، حاجت تيغ بركشيدن نيست . بيت 2 : نصاب : آن مقدار از ثروت كه بر آن زكات واجب شود و زكات ، قسمتى از مال است كه به دستور شرع اسلام بايد در راه خدا به فقرا بدهند . حسن و جمال تو به آن حدى رسيده است كه زكات بر آن واجب است ، پس زكات زيبايىات را به من بده كه مستمند و فقيرم . بيت 3 : سيب بوستان و شهد و شير : نعمات بهشتى ( سوره‌ى « محمد » ، آيه‌ى 47 ) اى زاهد ! تا كى مىخواهى مرا به وعده‌ى نعمت‌هاى بهشتى بفريبى ؟ بيت 4 : ضمير : انديشه و راز نهفته در دل آن چنان به دوست مشغولم كه خود را فراموش كرده‌ام . بيت 5 : قدح پر كن . . . : جام شراب را پر كن كه من از دولت سر عشق ، با وجود پيرى خوش‌بختم ! گرچه به ظاهر پيرم ولى در باطن ، قلبى جوان دارم . بيت 6 : قرارى بسته‌ام . . . : با مىفروشان قراردادى بسته‌ام كه در روزى كه غم به سراغم مىآيد ، به جز جام شراب از كس ديگرى كمك نطلبم . بيت 7 : كلك دبير : قلم سرنوشت - آنچه قلم سرنوشت به حساب من مىنويسد « روزى من » ان شاء اللّه همه‌اش در راه مطرب و شراب هزينه شود . ( و يا ، مبادا كرام الكاتبين در دفتر اعمالم به جز مطرب و مى ، چيز ديگرى بنويسد . ) بيت 8 : غوغا : منظور غوغاى روز قيامت است . منت‌پذير : شكرگزار در غوغاى روز رستخيز كه هيچ‌كس به فكر ديگرى نيست ، من از پير مغان به سبب محبت‌هاى بىدريغ و بدون ريايش سپاسگزار خواهم بود .
آن همه غوغاى روز رستخيز * از مصاف غمزهء جادوى اوست
« عطار » بيت 9 : استغناى مستى : مستى مفرط ، بدمست فراغت : آسودگى خاطر ، بىاعتنايى
هر كسى بيش ز حد باده خورد بدمست است * نرگس مست تو با اين همه مستى خوش مست
« عماد خراسانى » خوشا لحظه‌اى كه به علت مستى مفرط ، ارزشى براى شاه و وزير قايل نشوم . بيت 10 : بام عرش : كاخ فلك صفير : آواى مرغ بيت 11 : گنج او : گنج عشق او مدعى : دشمن ، رقيب
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 691 | شمس الدين حافظ