[ شرح ] غزل 335
بيت 1 : خرابات مغان : ميخانهى معرفت
دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مست * ديدم آنجا عارفان و عاشقان مستانه مست
بازم : بار ديگر روان : به ايهام ، فورا بازم : باختن در قمار
اگر بار ديگر به خرابات مغان گذرم بيفتد ، محصول طاعات و عبادات با دلق ريا را فورا در قمار عشق خواهم باخت . ( بازم و بازم ، جناس )
بيت 2 : حلقه : كوبهى در ، دق الباب حلقهى توبه : توبه به كوبه تشبيه شده است .
زهاد : پارسايان خازن : صندوقدار ، نگهبان خازن ميكده : دربان ميخانه
اگر امروز مانند پارسايان از ميگسارى توبه كنم ، ديگر فردا دربان ميكده در ميخانه را به روى من باز نمىكند .
بيت 3 : فراغ بال : آسودگى خيال ، گشايش
اگر مانند پروانه گشايش بال و آرامش خيالى حاصل كنم ، جز به گرد آن رخسار زيباى چون شمع برافروختهى تو ، گرد شمع ديگرى پرواز نخواهم كرد . ( پروانه و بال « تناسب » ، عارض و شمع « تشابه » )
بيت 4 : حور : زنان سياه چشم بهشتى ، حور العين قصور : به ايهام گناه ، تقصير
بيت 5 : سرّ سوداى تو : راز عشق تو تردامن : به ايهام گناهكار
اگر چشم گريان من راز عشق مرا فاش نكرده بود ، اين راز در سينهى من پنهان مىماند .
بيت 6 : قفس خاك : جسم خاكى به هوايى كه : به اميد اين كه شهباز : شاهين ، پرندهاى شكارى و در اينجا منظور « محبوب » است . به اميد اين كه گرفتار دام او شوم ، مرغسان پرواز كردم .
بيت 7 : چنگ : نوعى ساز كه 46 سيم دارد . كنار : آغوش نى : سازى بادى كه با دميدن در آن صداى خوش مىدهد . يك نفسى : لحظهاى
اگر لياقت اين را ندارم كه مرا مانند چنگ در آغوشم بگيرى ، لااقل يك لحظه مانند نى مرا به لبانت نزديك كن .
بيت 8 : تيغ غمت : غم محبوب به شمشير تشبيه شده است .
جز شمشير غم تو كه دل مرا به خون كشيده ، كس ديگرى از حال من آگاه نيست .
بيت 9 : گر به هر . . . : اگر حافظ به تعداد موهاى سرت ، سر داشته باشد ، همه را مانند زلفت در پاى تو مىاندازد ، يعنى نثار تو مىكند .