تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

غزل 143 [ به سرّ جام جم آن‌گه نظر توانى كرد ]

1 به سرّ جام جم آن‌گه نظر توانى كرد * كه خاك ميكده كُحل بصر توانى كرد
2 مباش بىمى و مطرب كه زير طاق سپهر * بدين ترانه غم از دل به در توانى كرد
3 گل مراد تو آن‌گه نقاب بگشايد * كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد
4 گدايى در ميخانه طرفه اكسيرى است * گر اين عمل بكنى خاك زر توانى كرد
5 به عزم مرحله‌ى عشق پيش نِه قدمى * كه سودها كنى ار اين سفر توانى كرد
6 تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون * كجا به كوى طريقت گذر توانى كرد
7 جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى * غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
8 بيا كه چاره‌ى ذوق حضور و نظم امور * به فيض‌بخشى اهل نظر توانى كرد
9 ولى تو تا لب معشوق و جام مىخواهى * طمع مدار كه كار دگر توانى كرد
10 دلا ز نور هدايتگر آگهى يا بى * چو شمع خنده‌زنان ترك سر توانى كرد
11 گر اين نصيحت شاهانه بشنوى حافظ * به شاهراه حقيقت گذر توانى كرد
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 310 | شمس الدين حافظ