تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

[ شرح ] غزل 142

بيت 1 : دل : مخزن اسرار الهى جام جم : جام جهان‌نما ، به استعاره مقصود دل و ضمير منير مردان خداست كه اسرار جهان در آن نمايان است .
تجليگه خود كرد خدا سينه‌ى ما را * در اين خانه درآييد و ببينيد خدا را
« صفاى اصفهانى »
جام جهان‌نماست ضمير منير دوست * اظهار احتياج در آنجا چه حاجت است ؟ !
« حافظ » بيت 2 : گوهر : مرواريد - ساليان دراز « دل » جام جهان‌نما را كه خود در اختيار داشت از ما مطالبه مىكرد و مرواريدى را كه از صدف عالم وجود بيرون است ، از مستغرقين درياى بىخبرى مىطلبيد !
سال‌ها از پى مقصود به جان گرديديم * يار در خانه و ما گرد جهان گرديديم
« سعدى » بيت 3 : تأييد نظر : نيروى بصيرت بيت 4 : قدح باده : جام شراب معرفت ، همچون آينه صد گونه تماشا مىكرد : تجليات الهى را مىديد بيت 5 : حكيم : خداوند گنبد مينا : آسمان آبى - از پير روشن ضمير پرسيدم : « اين جام جهان‌نما ( ضمير پاك ) را خداوند چه موقع به تو داد ؟ » ، گفت : « آن روزى كه اين آسمان لاجوردى را بنا نهاد . »
چون جود ازل بُود مرا انشا كرد * بر من ز نخست درس عشق املا كرد
و آنگاه قراضه ريزه قلب مرا * مفتاح در خزينه معنا كرد
« خيام » بيت 6 : بىدل : عاشق همه احوال : تمام اوقات عصا : چوب‌دستى معروف حضرت موسى ( ع ) كه به معجزه ، افعى مىشد . بيت 7 : اين همه شعبده‌ى خويش « * » . . . : اين همه شعبده و جادو كه عقل در برابر عشق مىكند ، مانند جادوگرى سامرى « * * » در مقابل معجزات حضرت موسى ( ع ) است و عاقبت عشق بر عقل غالب مىشود . بيت 8 : آن يار : يكى از عارفان نامى « حسين بن منصور حلاج » « * * * » گفت آن يار . . . : هاتف غيب ندا داد كه گناه حسين بن منصور حلاج كه چوبه دار با به دار كشيدن او سرافراز شد ، اين بود كه اسرار الهى را فاش مىكرد و « انا الحق » مىگفت .
تا قلم در دست غدارى بود * لاجرم منصور بر دارى بود
« مولانا »
همچو منصور انا الحق زده از غايت شوق * بر سر دار فنا نعره‌زنان مىآيم
« فضل اللّه نعيمى » بيت 9 : روح القدس : جبرئيل آنچه مسيحا مىكرد : منظور معجزه حضرت عيسى ( ع ) است كه به كمك قدرت الهى به مردگان جان مىداد . فيض روح القدس : كرم و خواست الهى بيت 10 : گفتمش سلسله‌ى زلف . . . : از پير پرسيدم : « زنجير گيسوى مه‌رويان به چه كار مىآيد . » ، گفت : « براى به زنجير كشيدن دل ديوانه‌ى حافظ »
هامش
* در صفحه 300 نسخه‌ى حافظ آقاى دكتر « هومن » و در شرح سودى به جاى « شعبده‌ى خويش » ، « شعبده‌ى عقل » آمده است . * * درباره‌ى « سامرى » و « يد بيضا » به زيرنويس غزل 128 مراجعه شود . * * * منصور اقرار به توحيد را درست نمىدانست و مىگفت : اصولا دوگانگى در كار نيست كه به يگانگى بدل شود . « انا الحق » گفتن او براى اثبات حق بود . منظورش اين بود كه با تمام وجود در خدا حل شده ، ولى بزرگان دين او را كافر و ملحد و مفسد فى الارض دانستند و تهمت ادعاى خدايى به او زدند و سرانجام به دستور « المقتدر » خليفه‌ى عباسى در سن 64 سالگى به طرز فجيعى كشته شد .