غزل 144 [ ياد باد آن كه ز ما وقت سفر ياد نكرد ]
1 ياد باد آن كه ز ما وقت سفر ياد نكرد * به وداعى دل غم ديدهى ما شاد نكرد
2 آن جوان بخت كه مىزد رقم خير و قبول * بندهى پير ندانم ز چه آزاد نكرد
3 كاغذينجامه به خوناب بشويم كه فلك * رهنمونيم به پاى علم داد نكرد
4 دل به اميد صدايى كه مگر در تو رسد * نالهها كرد در اين كوه كه فرهاد نكرد
5 سايه تا بازگرفتى ز چمن مرغ سحر * آشيان در شكن طرهى شمشاد نكرد
6 شايد ار پيك صبا از تو بياموزد كار * زان كه چالاكتر از اين حركت باد نكرد
7 كلك مشاطهى صنعش نكشد نقش مراد * هر كه اقرار بدين حسن خداداد نكرد
8 مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق * كه بدين راه بشد يار و ز ما ياد نكرد
9 غزليات عراقى است سرود حافظ * كه شنيد اين ره دلسوز كه فرياد نكرد