تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

[ شرح ] غزل 140

بيت 1 : چون بشد . . . : چگونه بىخبر رفت ؟ ! ديدى به سر عاشق وفادارش چه آورد ؟ ! بيت 2 : نرگس : گلى زيبا ، به استعاره چشم دلدار نرگس جادو : چشم فتان و افسون‌گر مست : الف ) چشم مست و خمار دلدار ب ) « دلدار » كه مست از شراب زيبايى است آه از چشم مست و افسون‌گرش كه چه فتنه‌اى برپا كرده و دريغا كه به سبب سرمستى از شراب زيبايى با عاشقان پاكبازش تا چه اندازه بىمهرى كرد ! بيت 3 : شفق : سرخى افق به هنگام غروب شفقت : مهربانى « شفق » و « شفقت » شبه اشتقاق ، منظور اوج احساس و حد بىبختى است . بيت 4 : وه : شگفتا برقى : آذرخش اميدى ، برق اميدى ، كششى از طرف معشوق سحرگاهان ، نور عشق اميدوار كننده‌اى از منزل ليلى برجست و خرمن هستى مجنون بىچاره را به آتش كشيد . ( اشاره‌اى به داستان عشقى ليلى و مجنون ) « * » بيت 5 : نگارنده‌ى غيب : محبوب ازلى ، نقاش آفرينش
خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
بيت 6 : دايره‌ى مينايى : آسمان آبى و ستاره‌هاى زيبايش كس ندانست . . . : تا كنون هيچ‌كس به اسرار آفرينش پى نبرده و نخواهد برد . « در كار چرخ ، آنان كه مدبراند سرگردانند »
هامش
* به داستان « ليلى و مجنون » نظامى گنجوى مراجعه شود .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 305 | شمس الدين حافظ