غزل 140 [ ديدى اى دل كه غم عشق دگر بار چه كرد ]
1 ديدى اى دل كه غم عشق دگر بار چه كرد * چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
2 آه از آن نرگس جادو كه چه بازى انگيخت * آه از آن مست كه با مردم هشيار چه كرد
3 اشك من رنگ شفق يافت ز بىمهرى يار * طالع بىشفقت بين كه در اين كار چه كرد
4 برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دلافكار چه كرد
5 ساقيا جام مىام ده كه نگارندهى غيب * نيست معلوم كه در پردهى اسرار چه كرد
6 آن كه پرنقش زد اين دايرهى مينايى * كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد
7 فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت * يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد