تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

[ شرح ] غزل 138

بيت 1 : رو بر رهش نهادم : در سر راهش به انتظارش نشستم ، اما او به طرف من نيامد و انتظار محبت زيادى از او داشتم ولى عنايتى نكرد . بيت 2 : سيل سرشك : سيلاب اشك سنگ خاره : سنگ خارا ، سنگى بسيار سخت ، به كنايه قلب دلدار قطره‌ى باران : سيلاب اشك در مقابل دل همچون سنگ خارا به قطره‌ى باران تشبيه شده است . سيلاب اشك من ، رنگ دشمنى و كينه‌ى ديرينه را از دل او پاك نكرد و اشك سيل‌آساى من مانند قطره‌ى ناچيز بارانى بود كه قدرت نفوذ در قلب چون سنگ خاره‌ى او را نداشت . بيت 3 : گوشه‌نشينان : پارسايان خلوت‌نشين پروردگارا ! تو اين محبوب جوان دلاور كم‌تجربه را كه از تير آه جان‌سوز خلوت‌نشينان به خود بيم راه نداد ، از آسيب و بلا محافظت كن . بيت 4 : شوخ ديده : سنگ‌دل سر از خواب بر نكرد : بيدار نشد بيت 5 : مىخواستم كه ميرمش . . . : تصميم داشتم كه شمع‌وار جانم را نثار قدمش كنم ، ولى متأسفانه او هم مانند نسيم سحر به طرف من نيامد .
من ايستاده تا كنمش جان فدا چو شمع * او خود گذر به ما چو نسيم سحر نكرد
بيت 6 : جانا كدام . . . : هركس كه جانش را در مقابل شمشير عشق تو سپر قرار نمىدهد ، بىكفايتى خود را ثابت مىكند . همه‌ى صاحب‌دلان عالم جان بر كف به استقبال شمشير تو مىآيند . بيت 7 : كلك زبان بريده : قلم سر نگه دار ، رازدار « ايهام » و تشبيهى است براى تراش قلم نى و نك آن ( نك قلم به زبان تشبيه شده ) . نك قلم نى را به منظور خوش‌نويسى بايد با قلم‌تراش بريد و صاف كرد .