تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

[ شرح ] غزل 39

بيت 1 : سرو و صنوبر : سرو درختى سبز و زيبا و بلند و « صنوبر » ، درختى است زينتى ، بلند و هميشه سبز شمشاد : درخت سبز و زيبا و بلند شمشاد خانه‌پرور : درخت شمشادى كه در ناز و نعمت پرورش يافته ، به كنايه « محبوب » است . - باغ خاطر من به درختان سرو و صنوبر نياز ندارد ، زيرا شمشاد نازپروده‌ى من ( محبوب بلندقامتم ) از هيچ بلندبالائى كوتاه‌تر نيست . بيت 2 : اى نازنين پسر : اى پسر خوب‌رو كت : كه براى تو بيت 3 : تشخيص كرده‌ايم : آزموده‌ايم - به محض مشاهده‌ى آثار غم در وجودت ، شراب بنوش كه تنها داروى غم ، شراب است . بيت 4 : آستان : درگاه پير مغان : مرشد و راهنما سر چرا كشيم : براى چه برگرديم ؟ دولت و گشايش : نيك‌بختى و رهايى از غم ، در آستان پير مغان است . بيت 5 : نامكرر است : تازه و بديع است . - داستان منحصر به فرد عشق را هر عاشقى بر حسب احساس خود به معشوق ، به نوعى بيان مىكند . عجيب آن كه هر بيانى و هر نوع تفسيرى در نوع خود بديع ، تازه و شنيدنى است . بيت 6 : در سر شراب داشت : مست بود . بيت 7 : آب ركنى : آب نهر ركن‌آباد در حوالى شيراز كه داراى آب گوارايى است . خال رخ هفت كشور است : عروس ممالك دنيا است . هفت كشور : به عقيده‌ى جغرافىدانان قديم ، « هفت كشور » عبارت بوده‌اند از ؛ هند ، عرب و حبشه ، مصر و شام ، روم ، عثمانى ، چين و ايران . ( شرح سودى ) بيت 8 : آب‌خضر : آب‌حيات ظلمات « * » : تاريكى آب ما : منظور آب نهر ركن‌آباد است كه از تنگ « اللّه اكبر » در اطراف شيراز سرچشمه مىگيرد . بيت 9 : فقر : درويشى - براى حفظ آبروى درويشى ، ما هيچ‌گاه دست نياز به طرف شاهان دراز نمىكنيم . به پادشاه بگوييد كه روزىدهنده خدا است . بيت 10 : شاخه نبات : استعاره از قلم ، بعضى حافظ دوستان « شاخ نبات » را معشوقه‌ى حافظ معنى كرده‌اند . حافظ ! قلم تو چه شاخه نبات عجيبى است كه ميوه‌ى آن لذيذتر از شكر و شهد است .
هامش
* ظلمات : در قديم تصور بر اين بوده كه « ظلمات » محلى است در انتهاى زمين و در آنجا چشمه‌ى آبى است كه هركس از آن آب بنوشد ، زندگى جاويد مىيابد و لذا آن چشمه را چشمه‌ى « آب‌حيات » ناميدند . گويند خضر نبى ( ع ) به آن چشمه دست يافت و از آب آن نوشيد و زندگى جاويد يافت ، ولى اسكندر مقدونى كه او هم در جستجوى اين چشمه راهى ظلمات شد راه را گم كرد و به آن دست نيافت . يادآور مىشود كه « اسكندر » پادشاه روم از مقدونيه به ايران حمله كرد ، سلسله‌ى هخامنشى را برانداخت ، تخت جمشيد را به اغواى معشوقه‌اش « تائيس » در حالت مستى به آتش كشيد و « دارا » آخرين شاهنشاه هخامنشى را كشت .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 103 | شمس الدين حافظ