تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

غزل 39 [ باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ]

1 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است * شمشاد خانه‌پرور ما از كه كمتر است
2 اى نازنين پسر تو چه مذهب گرفته‌اى * كت خون ما حلال‌تر از شير مادر است
3 چون نقش غم ز دور ببينى شراب خواه * تشخيص كرده‌ايم و مداوا مقرر است
4 از آستان پير مغان سر چرا كشيم * دولت در آن سرا و گشايش در آن در است
5 يك قصه بيش نيست غم عشق وين عجب * كز هر زبان كه مىشنوم نامكرر است
6 دى وعده داد وصلم و در سر شراب داشت * امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است
7 شيراز و آب ركنى و اين باد خوش نسيم * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است
8 فرق است از آب‌خضر كه ظلمات جاى اوست * تا آب ما كه منبعش اللّه اكبر است
9 ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى كه روزى مقدر است
10 حافظ چه طرفه شاخ نباتى است كلك تو * كش ميوه دلپذيرتر از شهد و شكر است
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 102 | شمس الدين حافظ