از آنجا تا آخر كتاب را فرزند استاد مىخواندند و روز ديگر به عكس » .
اما با درگذشت نابهنگام فرزند استاد اين درس تعطيل گرديده و به پايان نمىرسد .
آيت اللّه با ارادهاى استوار و عزمى بزرگ براى ادامه تحصيل راهى « گلپايگان » شده و نزد علماى آن شهر به فراگيرى دانش و علوم اسلامى مىپردازد .
مدّتى بدين منوال سپرى شده و در خلال اين مدت سفرى به خوانسار نموده و قريب يكسال در آنجا توقف كرد به تكميل مبانى علمى خويش پرداخت .
خود ايشان فرموده است :
« اين دوران ، زمان سختى و ابتلائات مختلف بود ، از يك سو پدرم را از دست داده بودم و از سوى ديگر گرانى شديد مرا و بستگان را تحت فشار قرار داده بود . عصر جمعه مقدارى نان محلى برداشته و پياده روانه گلپايگان مىشدم و در منزل خويشان مىماندم و در طول هفته درس مىخواندم و عصر چهارشنبه به سوى « گوگد » مراجعت مىكردم .
سفر من به خوانسار قبل از رسيدن به سنّ بلوغ بوده و بلوغ من در آنجا واقع شد و ياد دارم كه آن ايام سخن از رساله عمليه مرحوم آقا سيد محمّد كاظم يزدى بود كه به تازگى منتشر شده بود » .
ايشان خود تصريح فرمود كه :
« عمده استفاده ما در گلپايگان از محضر آقا سيد محمّد حسن خوانسارى « 1 » بود و ما نزد ايشان مطول را مىخوانديم ، بدينطريق كه تا نصف آن را ايشان درس گفتند و فرمودند : حالا بايد خودتان مطالب كتاب را براى من درس بگوييد . ما قسمت آخر را در نزد ايشان مىخوانديم و هرجا مواجه با اشكال و ابهامى مىشديم ، ايشان آن را رفع مىنمودند » .
پس از خواندن سطوح بود كه آوازه حوزه علمه سلطانآباد - اراك - و مؤسس آن
هامش
( 1 ) . پس از اين درباره ايشان سخن خواهيم گفت .