آرى پله اول كمال و ترقى انسان ، رعايت تقوا و حلال و حرام و پرهيز از لقمه شبهناك مىباشد .
نيز از پسر عموى ايشان نقل شده است كه :
« در سنين كودكى با هم به مكتب مىرفتيم . من براى كوتاه شدن راه از ميان كشتزارها مىگذشتم ، و هرچه به ايشان اصرار مىكردم كه شما هم به دنبال من بياييد او نمىپذيرفت و مىگفت : شايد صاحبان آنها راضى نباشند ما از مزرعه آنها عبور كنيم . من مىگفتم : اولا ما وزنى نداريم كه بخواهيم كشت آنها را پايمال كنيم و ثانيا : ما از جاهاى خشك مىگذريم .
اما ايشان قبول نمىكرد و لذا ديرتر از من به مكتب مىرسيد و مورد اعتراض معلم قرار مىگرفت و او هم علت اصلى دير آمدن خود را نمىگفت » .
پس از گذشت سرگذاشتن دوران كودكى و رسيدن به سنّ 9 سالگى بود كه آيت اللّه پدرش را نيز از دست داده و تندباد حوادث كودكى را كه دست تقدير زعامت و رياست معنوى ميليونها نفر را برايش رقم زده بود ، احاطه كرده و يكى پس از ديگرى پشتوانههاى روحى او را از دستش مىگرفت .
تحصيلات
پس از سپرى ساختن دوران كودكى و پشت سر نهادن تحصيلات مكتبى ، شوق فراگيرى علوم اسلامى شررى در جانش برانگيخت كه ديگر درنگ را جايز نديده و بدون فوت وقت محضر يكى از دانشمندان « گوگد » مرحوم آيت اللّه آخوند ملا محمّد تقى گوگدى را مغتنم شمرده و نزد وى - همراه با فرزند استاد - به خواندن كتاب « نصاب الصبيان » مىپردازد .
استاد از شاگردان خود خواسته بود اشعار نصاب را حفظ كرده و هر روز برايش بخوانند .
آقا مىفرمودند :
« يك روز من از اول نصاب تا فصل « نه زوج نبى » از حفظ مىخواندم و