تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
المكاسب - نقل كردند كه : مرحوم آقاى حاج شيخ با پدرم آشنايى كامل داشت و به خاطر اين به من هم لطف داشتند ، و لذا گاهى محضرشان مشرف مىشدم . روزى در حضورشان بودم كه دو سيد جوان وارد شدند و آقا نسبت به آن دو بسيار احترام نمود . وقتى آن دو رفتند از ايشان پرسيدم : اينها چه كسانى بودند كه شما اينقدر به آنها احترام نموديد ؟ فرمودند : اينها دو نفر مجتهد عادل مىباشند . يكى : آقا سيد احمد خوانسارى و ديگرى : آقا سيد محمّد رضا گلپايگانى . كوشش در امر تحصيل و شدّت علاقه استاد به دو باعث شده بود كه وى را جزو اصحاب استفتاء خود قرار داده و تصحيح كتاب صلوة خود را به دو و آيت اللّه العظمى اراكى محول نموده بود . آيت اللّه اراكى به حجة الاسلام و المسلمين آقاى كريمى جهرمى فرموده بودند : كه كتاب صلوة را من با آقاى گلپايگانى تصحيح و مقابله مىكرديم . شخص آقا مىفرمودند : در بعضى موارد عبارت خود من است كه به كار رفته و در يك مورد هم عبارتى از مادر حاضيه نوشته شده است . معظم له در سوم ربيع الثانى 1411 ق فرمودند : مرحوم آيت اللّه آقاى - حاج ميرزا محمود - آشتيانى كه تقريرات - بحث صلوة - مرحوم آقاى حائرى را نوشته ( و به چاپ رسيده است ) گاهى كه در درس ايشان مطلبى درست برايشان روشن نمىشد و - ابهام و - اشكالى داشتند از مرحوم آقاى خوانسارى و يا از من سؤال مىكردند و خلاصه با ما در ميان مىگذاشتند . همچنين مرحوم حاج شيخ از ايشان درخواست نموده بود تا براى فرزندش - مرحوم آيت اللّه حاج آقا مرتضى حائرى - رسائل را تدريس نمايد . اينها همه نشانگر علاقه و محبت استاد به شاگرد برجسته‌اش و اعتماد وى به فضل و دانشش مىباشد .
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 435 | ناصر الدين انصارى قمى