تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
203 اگر بنده‌اى همه مقامها به پاكى خود بگذارد . 204 الهى ، مرا در مقامى مدار كه گويم « خلق و حق » 205 الهى ، اگر خلق را بيازارم راه بگردانند . . . 206 الهى ، با تو دستى بزنم تا به تو پيدا گردم . 207 چون دو بود همتا بود . . . 208 الهى ، هر چيز كه از ان منست در كار تو كردم . 209 در همه حال مولاى توم و . . . 210 هشتاد تكبير بكردم ، يكى بر دنيا . . . 211 چهل گام برفتم ، به يك قدم از عرش تا ثرى بگذاشتم . . . 212 اگر ميان من و تو حجابى بودى . . . 213 اگر اين رسولان و بهشت و دوزخ نبودى . 214 چون مرا ياد كنى جان من فداى تو باد . . . 215 الهى ، اگر اندامم درد كند شفا تو دهى . 216 الهى ، مرا تو آفريدى ، براى خويش . . . 217 از بندگان تو بعض نماز و روزه دوست دارند و . . . 218 الهى ، اگر تنى بودى و دلى بودى از نور . 219 الهى ، هيچ كس بود از دوستان تو كه . . . 220 الهى ، مرا بدين خلق چنين نمودى كه . . . 221 من در دنيا چندانكه خواهم از تو لاف خواهم زد . 222 الهى ، ملك‌الموت ترا بفرست تا جان من بستاند . 223 الهى ، گروهىاند كه روز قيامت شهيد خيزند . 224 در همه كارها پيش طلب بود پس يافت . 225 بايزيد گفت كه حق گفت : هر كه مرا خواهد بسيار . . . 226 اگر بندهء آفريده در پيش حق بايستد چنان كه . . .