تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
چون رسيد او به ناكجا آباد * بىخود از خويشتن نهان بجهد
و همچنين ادراك طىّ زمان ، و مكان و سرّ قيامت و حشر اجساد ، و ادراك حقايق ، و احوال نشأه ثانيه ، و كمال ايمان به طور نبوّت ، و اعتراف آوردن « 1 » به عجز ادراك غوامض معارف ، و فهم ساير رموز و اشارات انبياء ، از خواص اين طور است . همچنين ظهور سلطان عشق ، و عزّت احوال ، و غرايب حلاوت و مرارت آن در وصال و فراق ، از خواص اين طور است .
عقل در كوى عشق ره نبرد * تو از آن كور چشم ، چشم مدار
اين مرتبه از خواص آدميان است ؛ ملايكه را از آن نصيب نيست ، چه ، خطاب
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 2 » با ايشان است . و در خبر است كه فرشتگان ندانند كه « الودود » چه بود ؟
اين راه طريقت ، نه به پاى عقل است * خاك قدم عشق ، وراى عقل است
سرّى كه فرشتگان از آن بىخبرند * اى عقلك « 3 » بىعقل چه جاى عقل است .
راه عقل و علم تا به ساحل درياى عشق بيش نيست ؛ بعد از آن
هامش
( 1 ) . ص : اعتراف . ( 2 ) . سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 54 . ( 3 ) . نسخه مجلس : اى غافل .