چون سرّ قدر طعمهء ابدال شود * اين جملهء قال و قيل پا مال شود
هم مفتى شرع را جگر خون گردد * هم خواجهء عقل را زبان لال شود
و معلوم شود كه
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
« 1 » چه معنى دارد « 2 » ، همچنين سرّ
لَقَدْ
« 3 »
مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا
« 4 » از پرده به در آيد و محقّق گردد كه مصطفى صلّى اللّه عليه و إله چرا گويد كه : « الخير كلّه في يديك و الشرّ ليس إليك » با آن كه ذوق او صلّى اللّه عليه و إله گواهى مىدهد كه : « لا فاعل إلّا اللّه ، لا ، بل ما في الوجود إلّا اللّه » .
اندر دو جهان به جز تو كس نيست كه هست
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 5 » . پس چون شايد كه در وجود بىارادت و قدرت او چيزى واقع شود ؟ و اساطين حكمت چرا گفتهاند كه شرّ در وجود واقع نيست و آنچه ناقصان را شرّ مىنمايد ، در قضا و قدر الهى بالعرض افتاده است لا بالذات و ادريس عليه السّلام چرا گفته است « 6 » كه : « يا اللّه المحمود في كلّ فعاله » « 7 »
حاشاك حاشاك يا روحي فداك * من فعل قبيح ينافي وجهك الحسنا « 8 »
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 6 .
( 2 ) . بقره : 6 .
( 3 ) . از اينجا تا ص 53 « به وحى الهى كما نطقت » از نسخهء « پ » افتاده است .
( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 164 .
( 5 ) . سورهء قصص ( 28 ) ، آيهء 88 .
( 6 ) . ص : گويد .
( 7 ) . ص : الله المحمود في جميع أحواله .
( 8 ) . جانم به فدايت ، تو از هر كار زشتى كه با روى زيبايت منافات داشته باشد ، منزهى .