اشتغل بما خلقت لأجله حجبته عنّي » « 1 » .
بيت « 2 »
ترا از دو گيتى بر آوردهاند * به چندين ميانجى بپروردهاند
نخستين فطرت ، « 3 » پسين شمار « 4 » * تويى ، خويشتن را به بازى مدار
و اينجا چون نور صبح ولايت از افق ازل طلوع كند به لمعان اشراق او سرّ ايجاد كون و سرّ قدر معلوم شود و بدانند كه « سبقت رحمتي غضبي » « 5 » چه معنى دارد ، و « إنّ اللّه تعالى خلق جهنّم من فضل رحمته سوطا يسوط به عباده إلى الجنّة » « 6 » چه بود ؛ و اگر در بيان اين معنى خوضى رود مفضى گردد به افشاى سرّ قدر و آن پيش اكابر طريقت و علماى توحيد منهىّ عنه است كه « القدر سرّ اللّه فلا تفشوه » « 7 » .
هامش
( 1 ) . « اى داوود ، محمد صلّى اللّه عليه و إله را به خاطر خود آفريدم ؛ و فرزندان آدم را به خاطر محمد صلّى اللّه عليه و إله ؛ و ديگر مخلوقات را به خاطر فرزندان آدم ؛ پس هر كه به من مشغول شود ، او را به سوى آنچه به خاطر آن آفريدهام خواهم راند و آن كه مشغول شود به آنچه به خاطر او آفريدهام ، او را از خود محجوب خواهم كرد .
محيى الدين بن عربى در فتوحات مكيّه ، ج 3 ، ص 162 ، حديثى به اين مضمون و با عبارت ديگر ، نقل كرده است : « يا بن آدم خلقتك لأجلي و خلقت الأشياء لأجلك » و دربارهء آن به تفصيل سخن گفته است .
( 2 ) . ل : شعر .
( 3 ) . ل : فكرت .
( 4 ) . مقصود آن است كه آدمى ، از لحاظ آفرينش ، نخستين است ، گر چه ، از نظر ترتيب ظاهرى و ظهور در اين عالم ، آخرين است و پس از ديگر موجودات قرار دارد .
( 5 ) . كافى ، ج 1 ، ص 443 .
( 6 ) . خداوند جهنم را از فزونى رحمت خويش بيافريد تا چون تازيانهاى باشد كه با آن بندگان خود را به بهشت براند . بدين معنى كه برخى با تهديد به صلاح مىروند و جهنم شلاق تهديد است .
( 7 ) . قدر راز الهى است ، آن را افشا نكنيد .