بيت « 1 »
دردى كه به افسانه شنيديم ز مردم * از علم به عين آمد و از گوش به آغوش « 2 »
اكنون اگر چه احوال ملكوت در ملك نتوان گفت ، امّا به حكم املاء وقت ، اقتداء بسّنة الكمّل و العارفين على سبيل الإيجاز و الإجمال « 3 » ، به ارواح مهيّمه و اهل ملكوت اعلى و ملكوت اسفل و تميز ميان كرّوبيان و روحانيان ، ايمايى كرده شود و على الله التوفيق و منه الهدايه و العصمة و لا حول و لا قوة إلّا باللّه « 4 » .
13 . بدان - أوصلك الله الى أعلى مقامات العارفين « 5 » - كه موجودات ملكوتى دو قسمند : قسمى آنند كه به عالم اجسام - بوجه من الوجوه - تعلّق تدبير و تصرف ندارند و ايشان را « كروبيان » خوانند و ايشان دو قسمند :
قسمى آنند كه از عالم و عالميان به هيچ وجه خبر ندارند « هاموا في جلال الله و جماله منذ خلقهم » « 6 » و ايشان را « ملائكهء مهيّمه » خوانند و مصطفى صلّى اللّه عليه و إله از ايشان چنين خبر مىدهد كه « إنّ للّه أرضا بيضاء مسيرة الشمس فيها ثلاثون يوما هي مثل أيام الدنيا ثلاثين سنه مشحونة خلقا
هامش
( 1 ) . ل : شعر .
( 2 ) . پ : به گوش .
( 3 ) . به پيروى از سنت كاملان و عارفان به روش اختصار و كوته گويى .
( 4 ) . توفيق بر خداوند است و عصمت و هدايت از اوست و هيچ توان و قدرتى جز از خداوند نيست .
( 5 ) . خداى ترا به بالاترين پايگاههاى عارفان رساناد .
( 6 ) . از آن زمان كه آنان را آفريده است ، در جلال و جمال حق حيراناند .