چه معنى بود كه ابوذر غفارى « 1 » - رضي الله عنه - پرسيد : « يا رسول الله ، هل رأيت ربك ؟ » در جواب فرمود : « نور أنّى أراه » « 2 » ، « 3 » و جاى ديگر گفت : « رأيت ربّي في أحسن صورة » .
هامش
( 1 ) . صحابى مشهور متوفى 32 ه .
( 2 ) . ل : نورانيّ اللّه .
( 3 ) . در صحيح مسلم ، ج 1 ، كتاب ايمان ، حديث 291 ، ص 161 ، چنين آمده است : عن أبي ذر قال : « سألت رسول الله هل رأيت ربك ؟ » قال : « نور أنّى أراه » مصحّح چنين خوانده است . و در پاورق گفته است : معناه : حجابه النور فكيف أراه ؟ ( از ابوذر نقل است كه گفت : از پيامبر پرسيدم آيا خدايت را ديدهاى ؟ فرمود : نور است ، چگونه او را مىبينم ؟ ) توضيح اين كه نور حجاب اوست ، چگونه او را مىبينم ؟ نيز در پاورق آورده است كه يكى از بزرگان گفته : نور مرا از رؤيت باز داشته است ، چه عادت بر اين است كه نور پردهاى مىشود جلو چشم . و در همان منبع ، حديث ديگرى هم از ابوذر آورده كه پيامبر در جواب گفت . « رأيت نورا » و بنابر اين مقصود آن است كه تنها نور را ديد و نه غير آن . و بر پايهء اين روايت ، محتمل است روايت اوّل چنين باشد : « نور إنّي أراه » ( نورى است كه من او را مىبينم ) . در مورد رؤيت خداوند در دنيا ، اشاعره قائل به جواز شدهاند و با قلانى در التمهيد ، چاپ بيروت ، 1957 م ، ص 276 ، در اين مورد به آيهءرَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَاستناد كرده كه اگر رؤيت محال بود ، پيامبر درخواست محال نمىكرد . و در اين مورد بحث مفصلى كرده است ؛ طالب به آن رجوع كند . و در اصول كافى ، در كتاب توحيد ، در بابى تحت عنوان « باب في إبطال الرؤيه » چندين حديث از اهل بيت عليهم السّلام آورده است كه رؤيت خدا را براى بنده محال مىدانند . به عنوان تيمّن به يكى از آن احاديث اشاره مىشود : در حديث ششم همان باب به نقل از امام صادق آمده است كه : « جاء حبر إلى أمير المؤمنين صلوات الله عليه فقال : يا أمير المؤمنين ! هل رأيت ربك حين عبدته ؟ قال : و يلك ، ما كنت أعبد ربّا لم أره . قال : و كيف رأيته ؟ قال : ويلك ، لا تدركه العيون في مشاهدة الأبصار ، و لكن رأته القلوب بحقائق الإيمان » ترجمه : عالمى خدمت امير المؤمنين رسيد و گفت : اى امير مؤمنان ، پروردگارت را هنگام پرستش ديدهاى ؟ فرمود : واى بر تو ، من آن نيستم كه پروردگارى را كه نديدهام بپرستم . عرض كرد : چگونه او را ديدهاى ؟ فرمود : واى بر تو ، ديدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند ، ولى دلها با حقايق ايمان او را ديدهاند .