« ما في الوجود إلّا اللّه » « 1 » و « ليس في الدارين غير اللّه » « 2 » .
در دِهْ كس نيست جمله مستند * بانگى به دِهِ خراب در دِهْ
و كمال الوهيت « 3 » و فناى ملك و سرّ
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 4 » همه از اين عالم است . و اين نوع ، اغمض و اشرف علوم مكاشفات است و لا يحيط بمعرفته إلّا الأكابر و الكمّل من المقرّبين « 5 » ؛ و همچنين معرفت اسماء و صفات او - جلّ و عزّ - از آن رو كه به وجهى عين ذات است و به وجهى غير ذات ؛ و معرفت اسماء كلّى و اسماء جزئى كه تحت حيطت آن است ؛ و معرفت اسمائى « 6 » كه ممكن است كه عارف به معرفت آن برسد ؛ و معرفت قصور به معرفت اسمائى كه هيچ آفريده را بدان راه نبود و از حضرت رسالت اين معنى چنين اشارت كردهاند : « أسألك بكل اسم سميت به نفسك أو أنزلته في كتابك أو علّمته أحدا من خلقك أو استأثرت به في علم الغيب عندك » « 7 » ؛ و همچنين معرفت افعال او جلّ و عزّ - و آن به طريق اجمال دو قسم است : « امر » و « خلق » كه آن را « ملك »
هامش
( 1 ) . عين القضات در تمهيدات ، ص 256 ، اين عبارت را از سخنان معروف كرخى دانسته است .
( 2 ) . عين القضات در تمهيدات اين عبارت را از ابو العباس قصاب دانسته و چنين نقل كرده است : « ليس في الدارين إلّا ربّي و إنّ الموجودات كلّها معدومة إلّا وجودها » .
( 3 ) . ل ، پ : و سرّ وحدت .
( 4 ) . سورهء قصص ( 28 ) ، آيهء 88 .
( 5 ) . جز بزرگان و مقربان كامل ، كسى به شناخت او احاطه نخواهد يافت .
( 6 ) . ل ، پ : - و صفاتى .
( 7 ) . « از تو به اسمى درخواست مىكنم كه خود را بدان ناميدهاى يا در كتابت آوردهاى يا به كسى از آفريدگانت آموختهاى و يا آن را در علم غيب براى خود گزيدهاى » به نقل معجم المفهرس لألفاظ الحديث از مسند احمد بن حنبل ج 1 ، ص 391 و 456 .