شعر « 1 »
تو پندارى كه بر هرزه « 2 » است اين ميدان چون مينو * تو پندارى كه بر بازى است اين كيوان « 3 » چون مينا
اگر نز بهر شرع استى « 4 » در اندر بنددى گردون * و گر نز بهر دين استى « 5 » كمر بگشايدى جوزا
4 . و اين معرفت را كه حملهء آن مراد حقاند - عزّ سلطانه - تفاصيلى است كه آن را أولو المعارج و الأبصار ، « علوم مكاشفه » خوانند و آن معرفت ذات حق است - عزّ سلطانه - من حيث يعلم نفسه و يجهله غيره « 6 » و آن را غيب هويّت « 7 » گويند و هيچ مخلوق از آن هيچ ادراك نكند
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 8 » و اعتراف آوردن به عجز از ادراك آن حضرت كمال مقرّبان است « سبحان من لم يحعل لخلقه سبيلا إلى معرفته إلّا بالعجز عن معرفته » « 9 »
هامش
( 1 ) . اشعار از سنايى غزنوى است : ديوان ، تصحيح مدرس رضوى ، چاپ پنجم ، تهران ، 1380 ، ص 56 .
( 2 ) . ديوان : بر بازى .
( 3 ) . ديوان : الوان .
( 4 ) . ديوان : دينستى .
( 5 ) . ديوان : شرعستى .
( 6 ) . از آن روى كه به خود آگاه است و جز او ، به او ناآگاه .
( 7 ) . غيب هويت عبارت است از مرتبهء ذات حق ، كه هويت او براى همه مجهول و پنهان است .
( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيات 28 و 30 . غرض نويسنده از استناد به اين آيه اين است كه خداوند آدمى را از ورود به حيطهء ذات و شناخت ذاتش بر حذر مىدارد . و اين خلاف ظاهر آيه است . براى درك درست از مفهوم آيه رجوع شود به تفسير الميزان ، متن عربى ، ج 3 ، ص 145 - 146 ( در تفسير آيهء 28 آل عمران ) .
( 9 ) . تمهيدات ، ص 58 .