و « ملكوت » خوانند : ملك عالم اجسام و ملكوت عالم ارواح - و معرفت اهل ملكوت اعلى و ملكوت اسفل و مراتب كرّوبيان و روحانيون و ملائكهء مهيّمه ؛ و معرفت شياطين و جنّ ؛ و معرفت عوالمى كه بعضى تابع عالم ارواح است و بعضى تابع عالم اجسام ؛ و معرفت عوالمى ديگر كه واسطه است ميان عالم ارواح و عالم اجسام ؛ و همچنين معرفت طور ولايت و نبوت و وحى و الهام و هاجس « 1 » و وسوسه ؛ و همچنين معرفت سرّ قدر و دنيا و آخرت و كيفيت انتشاء « 2 » آخرت از دنيا ؛ و تجسّد اعمال و تشخّص اخلاق و خواطر و اقوال و سرّ عالم برزخ و اسرار قيامت و حشر و نشر و صراط و ميزان و بهشت و دوزخ ؛ اين معانى همه از علوم مكاشفات است و عارف كامل را دانستن اين جمله ضرور است و لوح اين علوم « 3 » جز در مكتب
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
« 4 » ننويسند ، بعد از آن كه آيينهء دل به مصقل ايمان و تقوى از زنگ ممكنات به كلى زدوده باشند و در خرابات فناى « 5 » اوصاف بشرى شراب تجريد نوشيده باشند « 6 »
دير شد تا هيچ كس را از عزيزان نامده است * بى زوال ملك صورت ، ملك معنى در كنار « 7 »
هامش
( 1 ) . ص : هواجس .
( 2 ) . ل : انشاء .
( 3 ) . ص : علم .
( 4 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 65 .
( 5 ) . ل : + از .
( 6 ) . ل : + چنان كه در اين بيت .
( 7 ) . در مقدمه حديقه سنايى ، ص 19 ، اين شعر از ديوان سنايى ، ص 192 به اين صورت نقل شده است :هيچكس را نامده است از دوستان * بى زوال ملك صورت ملك معنى در كنار