تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و الذكر لكن الحس تشهد بأنّ الأمر ليس كذلك فإذن الحفظ و الذكر ليسا جسمانيين . « 1 » شيخ با اين برهان قوى نمىتواند قائل به انعدام قواى باطن انسانى و نفوس حيواناتى كه داراى حفظ و ذكرند شود ، ولى معذلك ملتزم به اين معنا نيست . چون قول به اين‌كه نفس انسانى غير از جهت تعقل و جنبهء ادراك كليات مرتبه‌اى يا مراتب ديگرى از وجود تجردى را دارد ، با مبانى او درست درنمىآيد . علاوه‌بر اين شيخ در اين‌كه صور اشباحى و مقدارى چگونه بدون حلول در اجسام تحقق پيدا مىنمايند ، درگير است « 2 » .

اثبات تجرد خيال

بين حضور صور ادراكيه از براى نفس و حصول آن صور در مواد خارجى
هامش
( 1 ) . آخوند در مباحث نفس اسفار گفته است : صورى كه در منام مشاهده مىشود يا صورى را كه انسان تصور مىنمايد با قوهء خيال ، امور وجوديه‌اى هستند كه محال است محل آن صور مادى باشد . چون بدن صاحب وضع است و اين صور در جهتى از جهات عالم ماده واقع نيستند . علاوهءبراين ما صورتهائى را ادراك مىكنيم كه از حيث بزرگى هزاران مرتبه بزرگتر از موضع تخيل و قوهء دماغى است . بنابر انطباع لازم مىآيد انطباع كبير در صغير . صور خياليه اگر منطبع در روح دماغى باشند ، از دو حال خارج نمىباشند ، يا آن است كه از براى هر صورتى موضع و محل خاصى است ، اين معنا امكان ندارد چون انسان واحد چه‌بسا هزاران صورت را در ذهن خود ممثّل مىنمايد و همه در حفظ او باقى مىماند ، چه‌بسا ممكن است انسانى اكثر بلاد و شهرها را گردش نموده و خصوصيات زيادى از آنها در خيالش باقى بماند ، قطعا روح دماغى وافى به اين معنا نمىباشد يا آن‌كه از براى هر صورتى محل معين موجود نمىباشد ، بلكه جميع صور وارد بر موضع واحد مىشوند . بايد دراين صورت صورتى از صورت ديگر متميز نباشد . ( 2 ) . شيخ در مباحثات گفته است : « ادراك محقق نمىشود مگر آن‌كه شىء خارجى ( مدرك ) صورتش منطبع در نفس شود ، اگر مدرك مقدارى باشد لازم مىآيد كه نفس محل مقدار باشد ؛ جوهر واحد ( نفس ) ممكن نيست هم مجرد باشد كه كليات را ادراك نمايد و هم مادى باشد كه صور مقداريه را ادراك نمايد هم حساس باشد كه سروكار با صور محسوسه داشته باشد » . ما چون قائل به تشكيك خاصى هستيم ، تجويز مىكنيم كه يك حقيقت ممكن است به حسب بطون واجب باشد و به اعتبار ظهور ممكن ، به اعتبار حقيقت مجرد باشد و به اعتبار رقيقت مادى .