و مدركات خود دايما مشتغل به ايجاد صورند ، نفوس سعدا موجد صور حسنه و نفوس اشقيا محفوف به صور قبيحه مىباشند . تحقيق اين مطلب در معاد جسمانى خواهد آمد .
بحث و تحقيق
شيخ الرئيس ( قده ) تجرد خيال را چه در قوس صعود و چه در قوس نزول « 1 » منكر است ، بلكه جميع قواى مربوط به غيب نفس غير از قوهء عاقله را مادى مىداند ، لذا قائل است كه حيوان بعد از موت معدوم مىشود و جميع قواى آن از بين مىرود .
لذا در طبيعى شفا فرموده است :
فنقول إنّه لمّا تبين أنّ جميع القوى الحيوانية لا فعل لها إلّا بالبدن و وجود القوى أن يكون بحيث يفعل ، فالقوى الحيوانية إذن إنّما تكون تفعل و هي بدنية فوجودها أن تكون بدنية فلا بقاء لها بعد البدن . « 2 »
سرّ اينكه شيخ و اتراب و اتباع او تجرد خيال را انكار كردهاند ، آن است كه اين اعاظم تكثر فردى را مستند به ماده مىدانند و اذعان كردهاند كه تجسم و تقدر بدون حلول در ماده امكان ندارد ، با آنكه ادلهاى كه براى تجرد نفوس ناطقه اقامه كردهاند ، بعضى از آن ادله تجرد خيال را هم اثبات مىنمايد . عجب آن است كه شيخ در كتاب مباحثات مادى بودن مبدأ خيال را قبول ندارد ، ولى چون تشكيك خاصى و حركت جوهرى و عقول عرضيه را منكر است ، اذعان به تجرد خيال ننموده است و با آنكه دراين مسأله هم مثل كثيرى از مباحث مثل علم بارى
هامش
( 1 ) . يعنى شيخ هم خيال منفصل را منكر است و براى طبايع فرد عقلانى و فرد برزخى و مثالى قائل نيست و هم قوهء متخيله را كه برزخ متصل مىنامند انكار نموده است و چون صعود بر طبق نزول است ، بايد فيض وجود از وجود برزخى كه عالم بين العالمين است مرور نموده به ماده برسد و اگر چنين نشود طفره در نظام وجود لازم آيد .
( 2 ) . ص 345 ، چاپ سنگى .