از جهاتى فرق است :
1 - بين صور و اشكال و هيآت و الوان و كيفيات مادى تزاحم است . جسم اگر شكل يا لون مخصوصى را قبول نمود ، اگر شكل و لون مخالف آن در جسم حلول نمايد ، شكل و لون اول را از بين مىبرد و محو مىنمايد ؛ ماده اگر از كيفيات مثلا برودت را قبول نمايد به مجرد ورود حرارت كيفيت اولى زائل مىگردد ، اما صور ادراكيه در دار وجود مزاحم ندارند . حس مشترك مبدأ ظهور انواع ادراكات است . آنچه را كه حواس پنجگانه ادراك نمايند ، رد مىنمايند به حس مشترك . چهبسا در حس مشترك انواع الوان و طعوم و روائح و اشكال و نغمههاى متعدد موجود شود ، اگر چنانچه صور موجود در حس مشترك از نوع صور حالّه در مواد باشند ، ممكن نيست در محل واحد اينهمه صور متضادهء مختلف جمع شوند .
2 - در صور ماديه ممكن نيست جسم بزرگ در محل و مادهء كوچك حلول نمايد ، بهخلاف وجود ادراكى از براى قواى ادراكيه كوچكترين جسم فرق ندارد . اگر جميع سماوات را نفس در خيال خود جاى دهد ، هيچ احساس تنگى محل نمىنمايد . اگر ما بزرگترين مقدار را تصور نماييم همه آنرا ادراك مىنمائيم نه جزئى از آنرا . علت اين معنا آن است كه نفس خود نه مقدار دارد و نه صاحب وضع است كه قبول اشارهء حسيه نمايد « 1 » .
3 - در موجودات منغمرهء در ماده هميشه كيفيت قوى كيفيت ضعيف را محو مىنمايد . صور نفسانيه اينطور نيستند ، نفس ادراك مىنمايد صور قويه را بعد از صور ضعيف و تخيل مىنمايد صورت بزرگ را بعد از صورت كوچك .
4 - صور ماديه داراى وضع و قابل اشارهء حسيهاند ، براى آنكه در جهتى از جهات عالم ماده واقعند بهخلاف انواع صورتهاى ادراكى كه داراى وضع نيستند و در
هامش
( 1 ) . لذا پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « إنّ قلب المؤمن أعظم من العرش » .