حقايق وارده در كتب آسمانى و شك در مبدأ و معاد و رسوخ عقايد باطله و آراى رديه مىباشد .
علت حصول نار حسى انغمار در شهوات و ولع در دنيا و ماديات و ذخارف آن مىباشد ، نفس و روح بعد از استمرار در ايجاد اعمال بد و زشت و افعال پليد و رجس متصور به صور مناسب با اعمال خود شده و به واسطهء كثرت مزاولت با اعمال سبعى و شيطانى مظهر صور حيات و عقارب و سموم مىشود و چهبسا به صورت انسان محشور نشود . صدر المتألهين روى مبانى حركت جوهريه ، تجسم اعمال و ملكات افراد انسان را به حسب حشر و عود انواع متبائنه مىداند . در كتاب و سنت اشارات لطيفى است به حقيقت اين قول چون بيان تفصيل اين مطلب منافات با وضع رساله دارد از تفصيل آن خوددارى مىنمايم « 1 » .
بحث و تحقيق
لازمه عود نفس از برزخ به اين عالم و تعلق آن به بدن جسمانى مادى ، اجتماع دو نفس بر بدن واحد است . چون مادهء جسمانيه معد از براى حدوث نفس است ، هر زمان در بدن مزاج صالح جهت تعلق نفس حاصل شود از موجود مجرد عقلى و واهب صور نفس مدبرى به آن بدن افاضه خواهد شد ، بدون مهلت و تراخى براى آنكه مجرد تام الفاعليه است و در او بخل و حالت منتظره از براى افاضه نيست و آنچه كه مدخليت در فاعليت او دارد ، عين ذاتش مىباشد . در صورتىكه نفس ديگرى از عالم ربوبى به بدن افاضه شود لازم مىآيد اجتماع دو نفس مدبر در بدن
هامش
( 1 ) . رجوع شود به اسفار ( سفر نفس ) مبدأ و معاد ( آخر مبحث طبيعى ) كتاب تفسير آخوند سورهء يس و بعضى از سور ديگر قرآن مجيد . عرفا به نحو كافى در مسأله تجسم اعمال و تأثير اعمال در نفس بحث كردهاند ، ولى تحقيق اين مسأله با مبانى عقلى و موازين حكمى به نحو مشروح و معتدل اختصاص به صدر المتألهين دارد . همهء مبانى او در الهيات از كلمات ديگران ممتاز است .هزار نقد به بازار كائنات آرند * يكى به سكه صاحب عيار ما نرسد