تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مجردات عالم فسيح و وسيع و نشأهء احاطه و وصل و اتصال است . نفس ناطقه به اعتبار تجرد و تروحن از ماده احتياج به قواى متعدد ندارد و جميع قوائى كه در مقام وجود فرقى نفس به جهات متعدد موجود بوده‌اند ، در مقام جمع نفس به يك وجود محققند . سر اين معنا آن است كه اين عالم عالم تفرق و انفصال است و وجود مادى به واسطهء ضعف و نقص جامع فضائل و مقامات نمىباشد . لذا انسان مادامى كه در اين عالم است ، موضع سمعش غير موضع بصر و موضع بصرش غير موضع شم است ، ولى مقام روحانيت نفس سمع و بصر و شم و ذوقش در يك وجود است . به چشم عقلى مىبيند و به سمع عقلى مىشنود . جسم واحد در اين عالم متصف به صفات متضاده از حرارت و برودت نمىشود ، ولى جوهر نفس مظهر صور مختلفهء متبائنه است . مقدمهء خامسه - تكثر و تعدد در نوع واحد احتياج به مشاركت ماده و جهات قابله ندارد . ممكن است تكثر و تعدد در نوع واحد از ناحيهء فاعل حاصل گردد ، مثل موجودات برزخيهء در قوس نزول و صور مثاليهء در قوس صعود ، بلكه تكثر و تعدد در ماديات نيز برگشتش به جهات مختلفهء در فاعل است . در اين كلام رمزى است كه در مبحث مثل افلاطونى و ارباب انواع بيان خواهد شد . نفس انسان در صقع خود صور اشباحى مجرد از مادهء جسمانى را ابداع مىنمايد كه ماده آنها فقط توجه نفس و جهات فاعلى است . ما اشكالات حكماى مشائين را در بحث قبلى حل كرديم و به‌نحو مستوفى بيان كرديم كه عالم برزخ چه در صعود و چه در نزول ثابت است . آنچه كه ذكر شد مقدماتى است كه حشر اجساد و معاد جسمانى بر آن مقدمات توقف دارد . اگر اهل فن در اين مقدمات نيك بنگرد و تأمل كند براى او معلوم خواهد شد كه بدن محشور در روز جزا عين بدن موجود در نشأهء دنياست با تغيير خصوصيات بدن از وضع و جهت و غير اين‌دو و اين تبدلات و تغيرات قادح تشخص
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 114 | سيد جلال الدين آشتياني