مقدمات را به نحو تلخيص در اينجا ذكر مىكنيم :
مقدمهء اولى - موجود در خارج و اصيل در اعيان و فائض از مبدأ وجود حقايق وجوديه مىباشند . ماهيت به منزلهء ظل و عكس و شبحى است كه از حقايق وجوديه انتزاع مىشود ، وجود از امور اعتباريه و انتزاعيه نيست كه حظى از تحقق و واقعيت نداشته باشد . در جاى خود اين معنا را اثبات نموديم و كلام جمهور متكلمان و جمعى از حكما را در اصالت ماهيت باطل كرديم .
چون وجود امرى اصيل و واقعى است ، شيئيت و واقعيت هر موجودى به وجود خاص است و هر مفهوم و ماهيتى بدون اعتبار وجود عارى از همهء انواع تشخص است ، هر ماهيتى فى نفسها مبهم و لا متحصل و از فرط لا تحصلى در مقام تقرر ذهنى هم احتياج به وجود دارد .
از ضعف به هرجا كه نشستيم وطن شد
تشخص و عدم صدق بر كثيرين و تعين خارجى مفاهيم به وجودات خاصه است « و به يتشخص كل متشخص و به يتعين كل متعين » . قبلا اثبات كرديم كه حقايق وجوديه متباين بالذات نيستند . اصل حقيقت وجود داراى مراتب است و ظهورات مختلفه دارد بين انحاى وجودات مجرد و مادى دنياوى و اخروى عقل و نفس تباين بالذات به حسب وجود نيست . تباين وجودات ناشى از تباين ماهيات است و چون ماهيات اعتبارى محضند ، تباين ناشى از ماهيات تباين سرابى و اعتبارى است .
مقدمهء ثانيه - در افراد ماهيت واحده تشكيك جايز است و مىشود كه يك حقيقت و ماهيت داراى افراد مختلف به شدت و ضعف و كمال و نقص باشد بهنحوى كه نقص و كمال و شدت و ضعف برگردد به اصل طبيعت از براى انسان فرد مادى و فرد برزخى ، و فرد عقلى و مجرد تام موجود است . وجود مفاض از حق از وجود عقلى و فرد مثالى مرور نموده به افراد منتشره در عالم ماده مىرسد ، لذا وجود در عقل تمامتر از وجود برزخى و وجود برزخى كاملتر از وجود مادى است . مشائين به واسطهء انكار اين حقيقت در اشتباهات بزرگى واقع شدهاند .