نظر ملا صدرا در معاد جسمانى
صدر المتألهين در معاد نظريه خاصى دارد كه قبل از او كسى قائل به اين قول نبوده است ، چون مبانى و اصولى را كه محققان قبل از صدر الدين به آن اعتقاد داشتهاند ، بهكلى كميتشان در معاد لنگ بوده است و با آن مبانى اعتقاد به معاد جسمانى مستلزم انكار اوليات عقل نظرى است . ما براى واضح شدن مبناى آخوند ملا صدرا ناگزيريم از ذكر اقوال در معاد .
هامش
شيخ الاشراق اين قاعده را به نحو اعلا و اتم تقرير نموده است و از آن استفاده بيشترى نموده است .
با همين قاعده از براى طبايع عالم افراد مثالى و فرد عقلى مجرد به نام رب النوع اثبات نموده است .
رجوع شود به مطارحات و حكمة الاشراق و تلويحات و هياكل و الواح عماديه و پرتونامه و يزدانبخش . اجراى اين برهان دو شرط دارد : يكى آنكه استعمال شود در موجودات متحد الماهية يعنى شريف و خسيس فرد يك طبيعت باشند و ديگر آنكه فردى را كه با اين قاعده اثبات مىنماييم وجودش ممكن باشد و در وجود احتياج به شرايط مادى نداشته باشد ، بلكه صرف امكان ذاتى كافى از براى فيضانش از علت باشد .
در اثبات فرد مثالى مىگوييم از براى انسان غير از فرد مادى كه محرز الوجود است ، فرد ديگرى كه در تحقق احتياج به ماده ندارد ممكن است . ممكن اخس كه موجود است بايد اشرف قبل از آن موجود باشد ، اگر موجود نباشد از چند وجه خالى نيست يا آنكه با اشرف از علت معا صادر شدهاند . لازمهء اين صدور كثير از واحد است و يا آنكه بعد از اشرف صادر خواهد شد ، لازم مىآيد كه معلول از علت به حسب وجود اقوى باشد و اگر اشرف نه با اخس و نه بعد از اخس و نه قبل از اخس موجود شود ، بايد ممكن نباشد و فرض آن است كه طبيعت ممكن است و عدم وجودش بايد بنابراين مستند به جهات خارج از ذاتش باشد و چون صرف امكان ذاتى كافى از براى فيضان از علت است ، بايد علتش تمام نباشد و وجودى كاملتر از واجب الوجود متصور شود و چون حق تعالى جامع جميع كمالات و نشآت وجوديه است و هر موجودى كه صلاحيت از براى موجود شدن داشته باشد ، ايجاد مىنمايد بايد ممكن اشرف قبل از اخس موجود شود . يكى از طبايع ممكنه همانطورى كه بيان شد افراد مثاليهاند . بايد قبل از وجود اين نشأه موجود شوند . پس اينكه ملا عبد الرزاق گفت حكماى مشائين علاوهبراينكه دليل بر وجود چنين موجودى ندارند ، بلكه برهان بر امتناعش دارند ، حرف بىاساس است . شرح اين كلام در بيان عقيده آخوند در ارباب انواع خواهد آمد .