قابل قسمت است محتاج است به وجود ماده . پس وجود صورت مقداريه بلاماده محال است . » ما مىگوييم مشاء دو برهان بر امتناع وجود برزخى اقامه نمودهاند :
يكى آنكه تشخصات و تميزات فردى بدون ماده محال است ، چون نسبت مجرد به همهء اشياء على السواست .
در جواب اين برهان گفتيم كه تخصص در اين موارد كه موجود احتياج به مادهء جسمانى ندارد ، از ناحيه فاعل است و براهين كثيره بر تجرد صور خيالى اقامه كرديم و گفتيم در هر عقل عرضى جهات متكثره موجود است كه وافى است براى صدور وجودات برزخى .
برهان دوم همين كلام محقق لاهيجى است و از اين هم آخوند ملا صدرا جواب داده است . حاصل جواب آنكه وهم در موقعىكه بخواهد موجودى را قسمت نمايد به دو جزء يا چند جزء ، مثل تقسيم يك ذراع به دو ذراع ، توجه خود را از يك ذراع منصرف نموده و على سبيل الابداع دونيم ذراع در نفس ايجاد مىنمايد يا آنكه توجه خود را از يك ذراع سلب ننموده و دونيم ذراع كه مجموعش يك ذراع شود ايجاد مىنمايد .
محقق لاهيجى باز در گوهر مراد گفته است : « بدن مثالى خالى از اين نيست كه قديم است يا حادث و بر تقدير قدم مانعى دارد يا نه هر دو شق بهغايت مشكل بلكه باطل است و بر تقدير حدوث يا مستعد فيضان نفس است يا نه . اگر هست تعلق نفس متعلقه به او محال است چنانكه در ابطال تناسخ دانسته شد و اگر نيست تعلق نفس منتقله به او بدون استعداد متصور نتواند شد » .
جواب آنكه موجود مثالى بر دو قسم است : مثال منفصل و مثال متصل .
مثال منفصل عبارت است از فرد مثالى هر نوعى از انواع محققه چنين وجودى مسبوق به ماده جسمانى نيست و قديم است و وجودش ، وجود ادراكى و علمى است . چون چنين وجودى امكان ذاتى دارد و احتياج به ماده ندارد . صرف امكان ذاتى كافى است كه از علت خود فايض گردد اگر از براى طبيعتى سه فرد ممكن
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص١٠٧