به عبارت واضحتر بين قوهء خيال و صورت خيالى علاقهاى موجود است و با يكديگر رابطه دارند . اين علاقه يا علاقهء وضعى است مثل مجاورت و محاذات و ساير علاقههاى موجودهء بين اجسام . اين معنا باطل است ، چون صور خياليه در هيچ جهتى از جهات انسانى واقع نيستند يا آنكه علاقه وضعى نيست ، بلكه ارتباط بين اين دو ارتباط علّى و معلولى است ، صورت خيالى مقدار قائم به محل جسمانى نيست .
تأثير قوهء خياليه در صور شبحى اگر تأثير مادى باشد ، بايد به مشاركت وضع تأثير نمايد و بايد بين آن با جسمى كه متأثر مىشود ، علاقه وضعيه موجود باشد .
ناچار متأثر هم بدون مشاركت وضع قبول تأثير نمىنمايد ، ولى صور خياليه در جهتى از جهات عالم ماده واقع نيستند .
از آنچه كه بيان شد معلوم مىشود كه مؤثر در صور علميه بايد امرى غيرجسمانى باشد .
برهان ديگر
ممكن است انسان صور كثيرى از اشيائى را كه در خارج تحقق ندارند و معدومند ، تصور نمايد و در ذهن به آنها وجود بدهد . دليل بر وجود صور ذهنيه تميّز هر صورتى است از صورت ديگر بالوجدان . مدركات نفس مختلفند ، - تحقيقات و تدقيقات است . در آخر كتاب مفتاح الغيب در خواص انسان كامل مطالبى دارد كه بعد از ائمه اطهار عليهم السّلام احدى در معارف آن نحو حرف نزده است . ملا عبد الرزاق كاشانى نيز در عرفان بسيار خوشفهم و مستقيم و با جودت و قريحه بوده است . كتب زيادى در عرفان علمى و عملى تأليف كرده است .
محيى الدين در سنهء 560 ه . ق در مرسيه اندلس متولد شد و در سنهء 636 ه . ق درگذشت و در كوه قاسيون ( صالحيه ) دفن شد . قبر او مطاف اهل ذوق است . قونوى در سال 600 ه . ق متولد شده و در سال 671 يا 672 ه . ق درگذشته است .
ملا عبد الرزاق بين 730 يا 735 ه . ق از اين عالم رخت بربسته است .