تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و مقدارش نيز طبيعى است . ولى شكل كره‌اى كه در محل خيال محقق شده است ، قبول زياده و نقيصه مىنمايد . نفس يك صورت جزئى را كه تصور نمايد آنچه كه بخواهد مىتواند آن را بزرگ نمايد . ولى اشكال و مقادير طبيعيه در بزرگ شدن و نمو محتاج به مادهء خارجيه هستند و بدون انضمام مواد خارجى جسم بزرگ نخواهد شد . معلوم مىشود كه مقدار متشكل در نفس و قوهء خيال مقدار ماده دماغى نيست ، بلكه مقدار از براى هيچ جسمى نمىباشد ، چون تقدر و تمادى جسمانى در اين صورت امكان ندارد . بنابراين قوهء دراكه نسبتش به صورت خيالى نسبت حال و محل نيست و بين آن دو وضع و محاذات جسمانى بوجه من الوجوه نمىباشد و اصولا بين قوهء مدركه و صور حاله در آن نسبت جسمانى موجود نيست . بايد علاقهء بين اين دو علاقهء علّى و معلولى باشد و نفس در مقام خيال مصدر صور خياليه باشد و نسبت به آن صورت سمت خلاقيت داشته باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) . عرفاى اسلام صور موجودهء در غيب نفس را مجرد از ماده مىدانند و آنها هم مثل اشراقيون قائل به مثل معلقه و عوالم برزخيه در قوس صعود و نزولند . محيى الدين در فتوحات مكيه گفته است : « بالوهم يخلق كل انسان في قوة خياله ما لا وجود له إلّا فيها و هذا هو الأمر العام لكل انسان و العارف يخلق بالهمة ما يكون وجوده من خارج محل الهمة » * صورت موجود در ذهن احتياج به ماده ندارد ، بلكه ماده آن نفس توجه ذهن است . ما در تجدد صور اخرويه اين مسأله را تحقيق خواهيم نمود . ( * ) محيى الدين را مىتوان بنيان‌گذار عرفان بحثى دانست ، اين مرد بزرگ تحقيقات رشيقه‌اى در مكاشفات دارد كه قبل از او اين تحقيقات سابقه نداشته است . شاگرد او صدر الدين قونوى شارح كلام و خليفه استاد شد . صدر الدين در سروصورت دادن به مبانى عرفانى بىنظير است و بر محيى الدين هم رجحان دارد . در كلمات محيى الدين حرفهاى خارج از موازين علمى زياد است . ولى صدر الدين قونوى مبانى مهمهء استاد را با طرز شيوا و بيان خاص تقرير كرده است و خود او شخص متصرف و صاحب نظريه و مطالب تازه است . مفتاح الغيب از تصنيفات اوست . اين كتاب بهترين كتاب در عرفان علمى است و مشحون از