وحدت راجع شوند لهذا در سير عارف اين منزل را منزل توحيد گويند .
از آنكه توحيد بمعنى راجع گردانيدن اشياء متكثره است باصل وحدت .
اديان مختلفه در اين ظهور دين واحد شود يعنى هم عارف سالك بحضور سلطان واحد مالك يگانه گردد .
آبادى مملكت وجود به يكديگر اتصال يابد يعنى خرابيهاى غفلت بحضور دائم عمارت شود .
آفتاب هويت چنان كه در قوس نزول از مشرق اسماء طلوع نموده در اينحال از مغرب اكوان طلوع كند .
مشرق و مغرب از لوازم زمان و مكانست در عالم لامكان زمان و مكانى نيست و حدود منتفى است . تا كشف اين مقام و مشاهدهء اين معنى بر سالك نشده از خود غايب است و از اين حال بى خبر و از اين ظهور بيگانه .
و گاهى شود كه قبل از وصول سالك به اين مقام نورى مانند برق از سحاب غيب و حجات غيبت تجلى بر قلب كند و زود بگذرد و سالك از آن بى خبر ماند و يا اگر خبر شود نشناسد كه اين چه بود و از چه مشرق طلوع كرد .
خواص اهل توحيد به اين مطلب مخصوصند دخلى بعموم ندارد كه هر كس تواند فهميد و بر يكى از هزار نكتهاش تواند رسيد .
عارف كسى است كه حفظ هر مرتبهء را بجاى خود كند و اگر نكند ناقص است از آنكه سلوك باطن غير از اعمال ظاهر است و ملكات خلقيه غير از افعال بدنيه
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 70
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٧٠