[ جواب مراسله حضرت صفيعلى شاه به ظهير الدوله صفا عليشاه ]
جواب مراسلهايست كه حضرت صفيعلى شاه به ظهير الدوله صفا عليشاه طاب اللّه ثراه مرقوم فرمودهاند :
بسم اللّه و به ثقتى و رجائى بعد از تقديم نياز و عرض دعا مشهود رأى مهر اعتلاء آن قدوهء اهل صفا ميدارد :
بلى شنيدم بيخبران حسود سخنانى گفتهاند بايد بحل كرد كه معذورند و از فهم هر مطلبى دور ! نفس امارهء سركش چكند كه قايدى ندارد و رياضتى نيافته و خدمت پيرى نكرده جز اينكه عقور باشد و بجهل خود مغرور ، درويش هميشه نفس خود را تكفير و تحقير كند و ملامت از تذوير تا شرارت نكند رعنا نشود خودپسند و مردمآزار نگردد به پيشوائى عوام فريفته نماند گواهى ناحق ندهد چيزى نفهميده نگويد ، با اخيار حسد نورزد ، پا برتبهء مردم نزند ، به خود نمائى ابطال هيچ حقى نكند ، باسم دين بىدينى را پيشه نسازد .
فقير اغلب به نفس خود خطاب كنم :
اى عالم بيعمل ، كافر باش و مردمآزار مباش . ريا مكن . و رشوه مگير . ناحق مگو . محيل مباش . خود را چنان نماى كه ميباشى اى متشرع بيشريعت دائم چه در زير جامه و چه در زير عمامه دارى ؟
شكر كن خدا ستار است و در عقوبتها بردبار ! .
نفس اماره به من جواب ميگويد ؛ تو مرا اذيت ميكنى و به خيال خود نميگذارى ، من تحصيل علم كردهام كه فضول باشم ! و نصيحت نشنوم ! و بميل و مدعاى كسى حركت نكنم ، پراذيتم ميكنى ، منهم بمردم ميگويم اين صوفيست و قرآن را به رأى خود تفسير كرده و