تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 125

مساهمون:

صرساله ميزان المعرفه ١٢٥
مجنبان كه اين علامت جهل و تهور است . و از جاى حركت مكن كه نشانهء ندانستن است و حرف از دهان مردم مگير كه اين نمونهء بيمغزيست . و تعريف خود بعلم و كمال و صفا مكن كه اين شاهد بيمايگيست و در كلام جدل مكن و به طرف مقابل نسبت نادانى مده كه اين آثار عجز و خامى است . از عصيان و طاعت خود حكايت مكن كه ذكر عصيانت را سفاهت دانند و اظهار طاعت را ريا و تقلب شناسند . انكار چيزى كه اعتقاد عموم ناس است مكن كه اين فضولى و فساد است و ثمرى ندارد جز اينكه داغ باطله خورى و در انظار بيوقع گردى . تملق اغنيا را عبث مگوى كه دينارى مال خود را بيعوض به تو ندهند غيبتش هم مكن كه از آن هم ترا قدرى نيفزايد و لغوگو باشى . از قول اكابر سخن‌تراشى مكن كه منفعتى در آن نيست جز اينكه اگر آن بزرگ بشنود زيانش وقتى ممكنست به تو برسد . از كسى كه يك دفعه خيرش به تو رسيده توقع تكرار مكن كه از آن هم پشيمان شود . كارى كه دانى از تو بر نمىآيد به عهده مگير كه عاقبت منجر بعداوت شود . در هيچ كلامى اصرار مكن كه آخر بخصومت كشد . القابيكه بيش از قدر تو باشد و بر سفره و نانت نيفزايد بر خود مبند كه مورد مضحكه خواهى شد . از مسكرات و مكيفات بپرهيز تا ادراك و آبرويت بجا ماند .
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 125 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه