هر چند دانشمندان و حقوقدانان هر كدام از اين اقسام را جداگانه مورد بحث قرار دادهاند ، اما آنچه كه مىتواند ارتباط با اين مقاله داشته باشد ، آزادى دينى است . زيرا ، آزادى دينى مىتواند ، آزادى در تغيير عقيده را كه موضوع بحث ما است ، شامل گردد .
4 - آزادى از نظر اسلام
حريت و آزادى كلمهء مقدسى است كه گذشته از اينكه مورد توجه عقلاء و هر انسانى مىباشد ، در اديان آسمانى و به ويژه دين مبين اسلام مورد توجه و عنايت خاصى قرار گرفته است . در كتاب شريف نهج البلاغه در وصيتنامهء حضرت على ( ع ) به فرزندش امام حسن ( ع ) آمده است :
« لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَّه حراً . » « 1 » يعنى فرزندم بندهء ديگران نباش و حال اينكه خداوند تو را آزاد آفريده است .
و در توضيح و سرزنش فراعنه كه مردم را به بردگى مىكشيدند مىفرمايند : « اتَّخَذَتهُمُ الفَراعِنَةُ عَبيداً فَسامُوهُم سُوءَ العذاب ، وَ جَرَّعُوهُمُ المُرارَ فَلَم تَبرَحِ الحالُ بِهِم فِى ذُلَّ الهَلَكَةِ وَ قَهرِ الغَلَبَةِ . » « 2 » يعنى فراعنهء آنان را بردگان خود قرار مىدادند و به بدترين عذاب معذب مىگرداندند و به آنان تلخىها را مىچشاندند و بر حال ذلت و هلاكت و مقهور بودن آنان در برابر قدرت فراعنه باقى ماندند . پس آزادى به معناى عدم بردگى و عدم بردگى و عدم استثمار و استعمار و زير بار ظلم نرفتن امرى است ، مطلوب . زيرا ، آزاد زيستن و زير بار زور و ستم ديگران نرفتن و بردهء ديگران نشدن حق طبيعى و خدادادى هر انسان است . چرا كه انسان آزاد آفريده شده و بايد آزاد زندگى كند . اما آزادى در دين و تغيير عقيدهء دينى و مذهبى از نظر اسلام مردود است .
توضيح اينكه انسانها بر دو دسته هستند . دستهاى از آنان كسانى هستند كه اصولًا دين را نشناخته و اعتقادى به هيچ مذهبى از مذاهب و اديان ندارند . اين دسته از افراد ، اگر جاهل قاصر باشند ، نه در دنيا و نه در آخرت مجازات نمىشوند و اگر جاهل مقصر هستند قطعاً مجازات مىشوند . آنان تكليف دارند نسبت به دين شناخت پيدا كنند و به احكام آن ملتزم گردند ، زيرا انسان در اثر بىدينى دچار بىبندوبارى و ضلالت و گمراهى و فتنه و فساد در
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 31 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 192 .