حكومتها را با مخالفين خود مورد بررسى قرار دهد ، حكومتى را مانند حكومت اسلام نمىبيند كه با مخالفين خود چنين برخوردى داشته باشد و فلسفهء اين عمل آن بوده كه مخالفين اسلام را با مزاياى اسلام آشنا گرداند .
2 - اسلام و آزادى
در دنياى كنونى از كلمهء مقدس آزادى برداشتهاى غلط و ناصحيحى مىشود كه لازم است دربارهء آن بحثهاى مختلفى به ميان آيد . مؤلفين كتب حقوق اساسى ، آزادى را اينطور تعريف مىكنند : آزادى عبارت از اين است كه اشخاص بتوانند هر كارى را كه صلاح و مقتضى بدانند انجام دهند ، مشروط بر اينكه اقدامات و عمليات آنها صدمهاى به حق ديگران وارد نساخته و با حقوق جامعه منافات نداشته باشد . « 1 »
منتسكيو مؤلف كتاب روح القوانين پس از يك سلسله تعاريف در تعريفى كه از آزادى ارائه مىدهد مىنويسد آزادى عبارت است از اينكه انسان حق داشته باشد هر كارى را كه قانون اجازه داده و مىدهد بكند ، و آنچه كه قانون منع كرده و صلاح او نيست مجبور به انجام آن نگردد . « 2 »
هرلدلاسكى در كتاب آزادى در دولت مىنويسد منظور از آزادى نبودن مانع براى اوضاع و شرايط اجتماعى است كه وجود آنها در تمدن امروز لازمهء خوشبختى فردا است . « 3 » اين تعاريف با طرز تفكر دانشمندان غرب مناسبت دارد و مىتوان آن را به گونهاى ديگر تعريف كرد كه با بىبندوباريهاى بىبندوباريهاى غربى سازگار نباشد ، و آن تعريف اين است كه بگوييم آزادى عبارت است از نبودن مانع در سر راه انديشهء درست و اعمال شايسته .
3 - اقسام آزادى
آزادى اقسامى دارد كه عبارتند از : آزادى شخصى ، آزادى فكرى ، آزادى سياسى ، آزادى دينى .
هامش
( 1 ) در اعلاميه حقوق بشر فرانسه مصوب 1789 در تعريف آزادى آمده است : « توانايى انجام هر كارى كه موجب ضرر و زيان ديگران نباشد . »
( 2 ) منتسكيو : روح القوانين ، ج 4 ، ص 292 .
( 3 ) مجلهء فردوسى ، مهر ماه 1346 .