تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
قبل از مشخص شدن كيفيت آن ، موضوع مهريه فردى مىشود ، اعمال مىنماييم . به هر صورت ، تصوّر بر اين است كه با ايجاد قوانين ، مسألهء مهلت ، مشكلى را به وجود نخواهد آورد و منجر به مفسده نخواهد شد ؛ و ليكن اگر علما تشخيص دهند كه دچار مفسده خواهيم شد ، به طور قطع و يقين ، قانون بايد تصحيح گردد . آية اللَّه مرعشى : در ابتدا ، در رابطه با سخنان جناب آية اللَّه مؤمن كه فرمودند در هر حكم صادر شده ، اصل بر قابل تجديد نظر نبودن آن و يا به عبارت ديگر ، اصل بر قطعيت آن است و حكم بايد اجرا گردد ، سخنانى عرض مىكنم . بنابراين نظريه ، براى طرح موضوع مهلت جايى نخواهد بود و اصل ، در صحت حكم مىباشد و اصالة الصحة در رأى قاضى جارى مىشود و فقها نيز معترف به اين موضوع مىباشند كه تا زمانى كه خلاف آن ثابت نگردد ، اصل صحت رأى است ، امّا به دليل احتمال وجود اشتباه در رأى صادر شده از طرف قاضى ، مسألهء مهلت مىتواند مطرح شود و به محكوم عليه ده روز مهلت داده شود . به عبارت ديگر ، با قبول اصل قطعيت حكم ، اگر چنين مهلتى به محكوم عليه داده شود ، از نظر شرعى چه اشكالى ايجاد مىكند ؟ و با توجه به وضع موجود قوه قضائيه و احتمال وجود آراى خلاف موازين شرع ، اگر به طرف دعوى ده روز فرصت ، جهت ارائه تقاضاى تجديد نظر ، داده شود آيا اشكال شرعى ايجاد مىشود ؟ به نظر من چنين اشكالى وجود ندارد . آية اللَّه مقتدايى : نظر آقايان ، همه مستدل و مستنبط و روشن مىباشد و همانطور كه آقاى ياورى در مطالب خود به سخنان آقاى يزدى ، در ارتباط با رفتن ايشان از مجلس به قوهء قضائيه و مواجه شدن با مشكلات عديده‌اى كه در مرحلهء اجراى قوانين مصوب ايجاد شده بود ، اشاره نمودند ، لذا ممكن است انسان مطالبى را بگويد كه از نظر فقهى و علمى بسيار خوب ، مطلق و محكم باشد ، ولى در مرحلهء اجرا با مشكل مواجه شود . اگر به احكامى نگاه كنيم كه مورد اعتراض واقع شده و درخواست تجديد نظر آنها موجود است ، متوجه مىشويم كه بر عكس ، اين موارد نادر نمىباشند ، مثلًا ديروز پرونده‌اى را جهت رسيدگى ملاحظه كرديم كه در حكم آن چنين نوشته شده بود كه اولياى دم تقاضاى قصاص كردند و قبل از آن نيز ، مشخص كرده بود كه متوفّى صاحب فرزند نبوده و نام خانم وى را به عنوان ولى دم ذكر نموده و سپس نام برادر مقتول آورده شده بود . اين ، در زمرهء همان موارد عودت پرونده مىباشد . البته ، بعد از يادآورى موضوع به قاضى مربوط ، ايشان نوشتن نام آن زن را سهوى مىدانستند . همانطور كه مشاهده مىشود ، اين يك نمونه از غفلت قاضى است كه از موارد