مسأله را از نظر تاريخى مورد بحث و بررسى قرار دهيم :
زندگى اعراب ساكن جزيرة العرب ، تا قبل از اسلام بر اساس نظام قبيلهاى استوار بوده است . اين نوع زندگى از بيت ، فخذ ، بطن ، عماره ، فصيله ، قبيله ، و شعب تشكيل مىگرديده است . كوچكترين زندگى قبيلهاى از بيت شروع مىشد كه اجتماعى بود از زن و مرد و فرزندان كه بزرگترين آن شعب مىباشد . آنان ، از نظر زندگى چنين با يكديگر آميخته بودند كه در صلح و جنگ هميشه همصدا و هماهنگ يكديگر عمل مىكردند . در اين نظام ، شيخ از مكانت والايى برخوردار بوده و تصميمگيريهاى او در سرنوشت آنان نقش تعيينكننده داشته است . در نظام قبيلهاى ، مسئوليت و مجازات شخص به هيچ وجه وجود نداشته است .
مؤلّف كتاب مفصّل در اين مورد مىگويد :
« نظام قانون جاهلى ، انتقال مسئوليت را از فاعل به فاميلهاى نزديك و سپس دور تر پذيرفته بود . لذا در حالت عدم تمكّن از قصاص قاتل ، نزديكترين افراد را با او قصاص مىكردند . گاهى دامنهء قتل گسترش پيدا مىكرد و به يك جنگ تمام عيار منتهى مىگشت و اگر قاتل زنده مىماند ، هنوز اولياى دم ، خود را در استيفاى قصاص ذى حق مىدانستند .
كلمهء « ثار » كه به معناى خونخواهى است ، شعار آنان بود . به هر حال در چنين نظامهاى قبيلهاى بود كه قبيله ، خود را مسئول پرداخت ديه مىدانست و اگر يك نفر از افراد قبيله مرتكب قتلى مىشد و خانوادهء وى مىتوانستند ديهء او را بپردازند ، پرداخت مىكردند و اگر توان پرداخت آن را نداشتند بر تمام افراد قبيله تقسيم مىشد . » « 1 »
با توجه به آنچه گفته شد ، معناى عاقله و مفهوم آن از نظر تاريخى معلوم مىگردد ، زيرا عاقله همان كسانى بودند كه در يك قبيله با نظام خاص خود زندگى مىكردند . پس از آنكه اسلام در جزيرة العرب آشكار گرديد ، با يك سلسله تغييرات ، مسئوليت عاقله را مورد امضا و تأييد قرار داد .
در قانون مجازات اسلامى نيز ، موارد مربوط به عاقله ذكر گرديده است . در مادّهء 305 قانون مجازات اسلامى آمده است :
« در قتل خطاى محض ، در صورتى كه قتل با بيّنه يا قسامه يا علم قاضى ثابت شود ، پرداخت ديه بر عهدهء عاقله است و اگر با اقرار قاتل يا نكول او از
هامش
( 1 ) - جواد ، على : المفصّل فى تاريخ العرب ، ج 5 ، ص 488 .