ديه ، حكم درستى نبوده است . نه هرگز چنين نيست و اگر كسى چنين فكر كند ، قطعاً گمراه است و نظر گوينده را نفهميده است ؛ زيرا گوينده مىخواهد بگويد همانطور كه هر حكمى دايره مدار وجود موضوع و شرايط خاص آن مىباشد ، مسألهء ديه نيز تابع وجود موضوع و شرايط آن است . و اگر موضوع حكم و شرايط آن نباشد ، قهراً حكم منتفى مىشود . مثلًا فرض كنيد اسلام كه يك دين جهانى است ، در كشورى راه يابد كه هيچ كدام از انواع ششگانهء ديات وجود ندارد . اگر در اين كشور يك قتل خطئى واقع شود ، چه ديهاى بايد پرداخت گردد ؟ در اينجا نيز لازم است سراغ انواع ششگانهء ديات رفت ؟ حال اگر كسى پيدا شود و بگويد در اين كشور نمىتوان يكى از انواع ششگانهء ديات را تعيين كرد ، از اسلام خارج و مرتد شناخته شده و حكمى از احكام قرآن را منكر شده است ؟ يا به فرض اگر كسى بگويد اسلام در قتل خطئى دستور عتق رقبه ( آزاد كردن يك عبد مؤمن ) را داده است ، در زمان ما چون بردگى الغاء گرديده است ، چنين حكمى در اثر عدم وجود موضوع ، قابليت اجرا ندارد ؛ آيا منكر حكم الهى گرديده است ؟ ! مسلّماً چنين نيست ، و چنين فكرى نه تنها به سود اسلام نيست ، بلكه ناخواسته يك اعتراف ضمنى به عدم توانايى اسلام به عنوان يك دين جهانى در احقاق حقوق مردم خواهد بود . لذا در قوانين جزايى اسلام كه پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى به تصويب رسيد ، عتق رقبهء مؤمنه را پيشبينى نكردند .
با توجّه به مطالب فوق ، لازم است نظر خواننده را به اين نكته جلب نمايم كه مسألهء پرداخت ديه از طرف عاقله نيز ، مانند مسألهء عتق رقبه ، حكمى است كه داير مدار وجود موضوع و شرايط آن مىباشد و موضوع آن شايد در بعضى كشورهاى عربى وجود داشته باشد . در كشور ما كه عاقلهاى وجود ندارد « 1 » ، لازم نيست مباحثى را پيرامون آن مطرح سازيم و بحث نماييم كه آيا مسئوليت عاقله مسئوليت تكليفى است يا وضعى ؟ و هر كدام از افراد عاقله چه مبلغى را بايد پرداخت كنند ؟ و آيا عاقله را بايد در دادگاه احضار كرد يا نه ؟ و چرا بايد كسى در مقابل جنايت كس ديگر مجازات شود ؟
آرى ، اگر بخواهيم فقط مسائل را از نظر فقهى ( كه در كتب فقه آمدهاند ) بحث نماييم ، جاى همهء اين مباحث وجود دارد . اما اگر بخواهيم براى كشورى قانوننويسى كنيم ، لازم است ، شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر مردم را در نظر بگيريم و ببينيم آيا ممكن است اين قوانين را با عدم وجود شرايط لازم پياده كرد يا نه ؟ متأسّفانه چون قانونگذار پس از پيروزى
هامش
( 1 ) - خوانندگان گرامى توجه نمايند كه صرف رابطه نسبى كافى در تحقق عنوان عاقله نمىباشد كه در صفحات بعدى متن در اين باره توضيح داده مىشود .