دينار هم از حيث وزن و هم از حيث ارزش ، ملاك براى درهم بوده و اين نسبت از بين رفته ، نمىتوانيم سراغ درهم برويم و فقط دينار مىتواند ملاك ارزشى باشد .
پاسخ : نسبت ارزشى را چه چيز از بين برده است ؟
افزايش ارزش طلا باعث گرديده است . من اين گونه شنيدهام كه كشف معادن زياد نقره باعث كاهش ارزش آن شده است .
پاسخ : معلوم مىشود كه زياد و كم شدن چيزى در بازار به آن چيز ارزش مىدهد ، يعنى امور اعتبارى در ارزش مال دخالت دارد ، جداى از وزن و . . .
ما نتيجه گرفتهايم كه بايد به سراغ دينار برويم ، زيرا مسكوك بودن در دينار اعتبار نشده است و با توجه به بررسيهاى تاريخى و كلمات فقهاء اين نتيجه حاصل شده كه مسكوك بودن دينار موضوعيت ندارد ، بلكه وزن آن ملاك بوده است .
پاسخ : چرا نگفتند طلا بدهيد ، گفتهاند دينار بدهيد ؟
در آن زمان درهم و دينار علاوه بر اينكه به عنوان سكه مطرح بودند ، بعنوان ملاك وزنى هم مطرح بودند و ملاك سنجش وزن طلا دينار و وزن نقره درهم بوده است و در فتوح البلدان هم تصريح شده است .
پاسخ : اينكه موضوع را درهم و دينار با وزن مخصوص قرار داده ، يعنى خود آن دو موضوعيت داشته است .
داريم كه اهل ذهب دينار بدهند و دينار در آن زمان به عنوان يك مثقال طلا مطرح بوده است .
پاسخ : آيا شما معتقد هستيد سكههاى زمان فتحعلى شاه بعد از سقوط از همان اعتبار قبل از آن برخوردار بوده است . اگر پولى از رواج بيفتد ديگر ارزش قبل را ندارد .
سؤال : در مورد انواع ششگانه كه حضرتعالى قايل به تقدير شديد نه تخيير و تنويع . كمى توضيح دهيد ؟
پاسخ : اشكال من اين است كه منافاتى بين تقدير و تنويع و تخيير نيست . تقدير چيزى در عرض آن دو نيست ، مىتواند اين باشد و تخيير يا تنويع هم باشد . لذا امر داير بين دو چيز مىشود تنويع و تخيير نه سه چيز .
سؤال : يعنى حضرتعالى مىخواهيد بفرماييد مفاد روايت اين دو را نمىرساند ؟
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
ص٢١٥