تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ديه است كه ناشى از اضرار گرديده است . اينكه معلوم گرديد ، ضمان ديه ناشى از اضرار به غير است ، مىتوان گفت حديث نفى ضرر مىتواند ، دليلى كافى براى كليه خسارات ناشى از جرم باشد ، خواه آن خسارت با ديه جبران گردد و يا با غير ديه . قبل از شروع در فقه حديث نظر خواننده محترم را به اصل حديث نفى ضرر جلب نموده و سپس درباره مفاد و محتواى آن بحث خواهيم نمود .

ب - حديث نفى ضرر و ضرار

زراره از ابى جعفر ( ع ) روايت مىكند كه سمرة بن جندب در حايط مردى از انصار درخت خرمايى داشت و منزل انصارى در كنار درب ورودى باغ بود و سمرة از كنار درب خانه انصارى وارد مىشد و به نخل خود سر مىزد و اجازه نمىگرفت . انصارى با وى سخن گفت و از او خواست اجازه بگيرد ، سمرة نپذيرفت . انصارى به رسول خدا شكايت كرد و از ماجرا او را خبر داد . رسول خدا ( ص ) سمرة را احضار كرد و سخن انصارى را براى وى نقل كرد و فرمود اگر خواستى وارد باغ شوى از انصارى اجازه بگير و سمرة نپذيرفت . رسول خدا ( ص ) به او پيشنهاد فروش درخت نخل را با قيمتى بسيار داد ، باز نپذيرفت . سپس به او فرمود به نخلى در بهشت آن را به فروش ، سمرة قبول نكرد . پس رسول خدا ( ص ) به انصارى فرمود : « اذهب فاقلعها وارم بها اليه فانه لا ضرر و لا ضرار . » « 1 » يعنى برو آن را در آور و بسويش بينداز . زيرا ضرر و ضرارى نيست . در بعضى ديگر از روايات آمده است كه پيامبر به انصارى فرمود : « انك رجلٌ مضارٌّ و لا ضرر و لا ضرار على مؤمن . » « 2 »

ج - مقصود از لا ضرر چيست ؟

بعضى از محققين مانند شيخ انصارى جمله لا ضرر و لا ضرار را ، حمل بر معناى حكم ضررى نموده‌اند و بعضى ديگر مانند آخوند در كفايه آن را حمل بر نفى حكم به لسان نفى موضوع كرده‌اند . گروهى هم مانند نراقى ، صاحب عناوين و شيخ الشريعه آن را حمل بر نهى كرده و گفته‌اند از جمله خبريه لا ضرر اراده نهى از ضرر شده است و نهى در آن را نهى الهى دانسته‌اند . ظاهراً اين نظريه صحيح‌تر باشد . زيرا ، روايت « انك رجال مضار » الخ ظاهراً در همين معنى است و بعضى از اعاظم معاصرين رضوان اللَّه تعالى عليه نيز همين معنى را مىپذيرند . اما نهى در آن را نهى الهى نمىدانند ، بلكه مىگويند : نهى در آن نهى سلطانى است
هامش
( 1 ) - شيخ كلينى ، كافى ، ج 5 ، كتاب معيشت ، باب ضرار ، حديث 2 ، ص 292 - شيخ حر عاملى : وسايل ، ج 17 ، كتاب احياء موات ، باب 12 ، حديث 3 . ( 2 ) شيخ كلينى : همان منبع ، حديث 8 ، ص 294 - الوسائل ، منبع قبلى ، حديث 4 .