تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
هيچ مورد ديگرى نخواهيم توانست عامى را با خاص مورد تخصيص قرار داده با اينكه اصوليين آن را مورد تخصيص قرار مىدهند ، بلكه مىگويند : « ما من عام الا و قد خص » يعنى هيچ عامى نيست مگر آنكه مورد تخصيص واقع شده است . دوم - ادله‌اى كه براى قسامه اقامه مىشود رواياتى هستند كه از نظر دلالت مخدوش مىباشند و مهمترين دليلى كه بين عامه و خاصه شايع است روايتى است كه دربارهء قتل سهل بن عبد الله وارد شده است . و در ذيل آن آمده كه پيامبر به انصار فرمود پنجاه نفر از شما سوگند اداء نمايند آنان از اداء سوگند چون آگاهى از قاتل نداشتند امتناع ورزيدند و سپس فرمود يهود سوگند ياد كنند آنان گفتند سوگند كسانى كه كافرند چگونه ممكن است پذيرفته گردد و اين گفت و شنود به هيچ وجه دلالتى بر عمل رسول اللَّه به قسامه نمىنمايد ، « 1 » بلكه اين روايت بر خلاف مطلوب دلالت بيشترى دارد . زيرا ، اگر عمل به آن را پيامبر لازم مىدانست ، مانند زمان جاهليت به آن عمل مىكرد . يعنى : وقتى كه انصار مدعى قتل به وسيله يهود بودند و از اداء سوگند امتناع ورزيدند ، پيامبر لازم بود از يهوديان مطالبه سوگند كنند كه ، اتهام خود را منتفى سازند و اگر آنان نيز از اداء سوگند امتناع ورزند ، طبق موازين شرعى عمل نمايد و پيامبر ( ص ) چنين كارى نكرد ، بلكه ديه مقتول را از مال صدقه پرداخت فرمود . پاسخ : اولًا اين استدلال وقتى صحيح است كه ادله ديگرى بر مشروعيت آن وجود نداشته باشد . ثانياً از نظر عرف روايت سهل دلالت دارد كه رسول خدا قسامه را پذيرفته بوده و اگر آن را شرعى نمىدانست ، امر آنان به قسامه امرى غير شرعى بلكه لغو بود و چنين نسبتى به آن حضرت صحيح نيست . ثالثاً اين كه گفته شد روايت مذكور بر خلاف مطلوب اول است ، صحيح نيست . زيرا ، لزوم عمل به قسامه در صورتى است كه اولًا اولياء دم خواهان عمل به قسامه بوده باشند و ثانياً
هامش
( 1 ) - اين روايت در منابع حديث شيعه اين گونه ذكر شده است : در خبر بريد بن معاوية از امام صادق ( ع ) آمده است . قال : سألته عن القسامه ، فقال : الحقوق كلّها البينة على المدّعى و اليمين على المدّعى عليه الا فى الدّم خاصّة ، فانّ رسول اللَّه ( ص ) بينما هو بخيبر اذ فقدت الانصار رجلًا منهم فوجدوه قتيلًا فقالت الانصار ، إِنّ فلان اليهودى قتل صاحبنا ، فقال رسول اللَّه ( ص ) للطّالبين ، اقيموا رجلين عدلين من غيركم أقيده [ أقده ] برمته ، فان لم تجدوا شاهدين فأقيموا قسامة خمسين رَجُلًا أقيده ، فقالوا : يا رسول اللَّه ( ص ) ما عندنا شاهدان من غيرنا و إنّا لنكره ان نقسم على ما لم نره فوداه رسول اللَّه ( ص ) ، و قال : انّما حقن دماء المسلمين بالقسامه لكى اذا رأى الفاجر الفاسق فرصة [ من عدوّه ] حجزه مخافة القسامه ان يقتل به فكفّ عن قتله و الا حلف المدّعى عليه قسامة خمسين رجلًا ما قتلنا و لا علمنا قاتلًا ، و الّا اغرموا الدّية إذا وجدوا قتيلًا بين اظهرهم اذا لم يقسم المدّعون . الوسائل ، ج 19 ، صص 114 و 115 ، حديث 3 .