هر كس بىجهت كشته شود ولى او را حقى است كه مىتواند بقصاص برخيزد . » « 1 »
* اما مقصود از « مظلوماً » اين نيست كه بىجهت كشته شود . زيرا ، در مورد قتل خطايى نيز مقتول بىجهت كشته مىشود . بلكه مقصود از مظلوماً اين است كه از روى عمد و عدوان كشته شود و اين كبرى مسلم است و مورد بحث نيست و بحث ما در صغرى است كه : آيا قتل در ما نحن فيه مصداق عمد و عدوان هست يا نه ؟
7 - 2 - بررسى استناد به هتك حريم انسانيت
نويسندهء محترم در همين قسمت به هتك حريم انسانيت و ازهاق نفس محترمه استدلال كردهاند .
* اين مطلب بديهى است كه هتك حريم انسانيت و ازهاق نفس محترمه عمداً حرام است ، و در اين كبرى هيچگونه شكى نيست . بحث در اين است كه در ما نحن فيه هتك حريم انسانيت و ازهاق نفس محترمه عمداً صدق مىكند يا نه ؟ مضافاً اينكه هتك حريم انسانيت در جائى صدق مىنمايد كه فاعل قصد كشتن مطلق انسانى را داشته باشد . ولى در جايى كه شخصى در اثر خطاى تير كشته مىشود ، هتك حريم انسانيت صدق نمىكند . در واقع اگر كشتن مطلق نفس محترمه ، هتك حريم انسانيت باشد ، لازم مىآيد در جايى كه فاعل بخواهد پرندهاى را بزند و تير به انسانى بخورد و وى كشته شود ، چون ازهاق نفس محترمه و هتك حريم انسانيت صدق مىكند ، بايد گفت كه قتل ، قتل عمد است .
8 - 2 - استناد به نظريه شيخ طوسى
در مرحلهء بعد نويسنده بعبارت شيخ در نهايه استدلال فرموده است :
* عبارت نهايه بر خلاف مطلوب مستدل اول است زيرا شيخ مىفرمايد :
« فالعمد المحض هو : كل من قتل غيره باى شىء كان ، » « 2 » يعنى قتل عمد آن است كه كسى غير خود را به قتل برساند بهر چيزى كه باشد . سپس مىفرمايد . « اذا كان قاصداً بذلك القتل ، » . هرگاه شخص به قتل مذكور قاصد باشد . اين قيد صراحت دارد به اينكه قتل واقع شده بايد عيناً مقصود قاتل باشد و مفهوم مخالف آن اين است كه اگر قتل مقصود واقع نشود ، آن قتل را قتل عمد نمىگويند . عبارت ساير فقهاء هم كه مىفرمايند : « و يتحقق العمد به قصد
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 44 .
( 2 ) شيخ طوسى : نهاية ، ص 733 .