حكم شماره 1090 / 848 - 17 مرداد 1316 محمل صحيحى دارد . « 1 » به عكس حكم شماره 14441 - 21 ، شهريور 1317 آن ديوان صحيح نمىباشد . « 2 »
10 - 2 - بررسى چند مثال
نويسنده محترم در جاى ديگرى مىنويسد :
« وقتى كه شخص بسوى گروهى تظاهركننده آتش مىگشايد و افرادى را از پا در مىآورد نسبت به هر يك از كشتهشدگان قاتل عمد بشمار مىآيد و . . .
نيز اگر قاتل به قصد ترور شخص معين به طرف اتومبيل وى شليك نمايد و افرادى ديگرى را كه همراه او هستند ، بكشد نسبت به تمامى آنها قاتل عمد است ، همچنين اگر شخص به قصد از بين بردن افراد موجود در يك ساختمان آن را ويران سازد و يا هواپيما و كشتى مسافربرى را منفجر نمايد و در نتيجه عدهاى را بدين وسيله هلاك سازد چون عالماً عامداً قصد اهلاك حرث و نسل را داشته از زمرهء مفسدين فى الارض است و قاتل عمد محسوب مىگردد . » « 3 »
* به نظر ما مثالهاى فوق با مسأله مبحوث عنها ارتباط ندارد و ما قتل را در موارد مذكور قتل عمد مىدانيم . زيرا ملاك قتل عمد ، كه قصد قتل و وقوع مقصود به همان كيفيتى باشد كه قاتل قصد كرده است ، وجود دارد . اين نكته در خصوص عبارت تحرير كه مورد استشهاد نويسنده محترم بوده است ، مورد بحث قرار گرفت و بنابراين نيازى به تكرار آن نيست .
هامش
( 1 ) در حكم فوق آمده است : « در صدق عنوان جنايت ، قصد خصوص شخص كه مورد اصابت واقع گرديده ، شرط نيست . » به نقل از : اصول قضايى ( جزايى ) ديوانعالى كشور ، ص 191 ، شماره 814 ، تهيه و تنظيم محمد عبده بروجردى .
( 2 ) در حكم فوق آمده است : « در صدق ضرب يا جرح عمدى صدور آن از روى قصد كافى است . و لو اينكه در مضروب اشتباه شده باشد . پس اگر شخصى سنگى به كسى پرتاب كرده و اتفاقا به ديگرى اصابت نمايد ، اين عمل داخل در ضرب عمدى و تابع حكم يكى از مواد 171 و 172 و 173 قانون مجازات عمومى خواهد بود . » به نقل از منبع فوق ، شماره 749 .
( 3 ) همان ، صص 47 و 48 .