« لا ضرر » و قضيه سمره و انصارى ، ذكر شده ، سازگارى نخواهد داشت ، زيرا همچنانكه گذشت - در اين حديث ، مالى از شخص انصارى تلف نشده بود ، بلكه ضررى كه بر وى وارد آمده بود ، يك نوع ضرر عرضى و يا معنوى بود كه قابل جبران با مال نبود . چنان كه اگر سمره مبلغى را به ازاء چنين ضررى به انصارى مىپرداخت ، جبران خسارت نمىشد ، بنابراين در مورد حديث « لا ضرر » مسأله تدارك يا عدم تدارك ، مطرح نيست مگر آنكه تدارك را ، شامل قلع و قمع درخت سمره بدانيم و چنين احتمالى در روايت بسيار بعيد به نظر مىرسد .
قول سوم
: قول سوم قولى است كه محقق خراسانى آن را پذيرفته است و خلاصه آن ، چنين است كه حديث « لا ضرر » از قبيل حديث « لا رهبانية فى الاسلام » مىباشد ، به اين معنى كه همچنانكه حديث « لا رهبانية فى الاسلام » نفى موضوع رهبانيت مىكند ، اما مقصود از آن نفى حكم رهبانيت است به اين معنى شارع اقدس چنين حكمى نكرده است . همين طور حديث « لا ضرر » نفى موضوع ضرر و ضرار مىنمايد و مقصود از آن نفى جعل حكم ضررى است ، همانطورى كه حديث « لا ربا بين الوالد و الولد » : نفى جعل حكم ربا بين والد و ولد ( به لسان نفى موضوع ) مىنمايد ، و حديث لا ضرر هم ، نفى جعل حكم ضررى را مىنمايد . به هر حال از نظر محقق خراسانى ، حديث « لا ضرر » كليه موضوعاتى را كه ضررى هستند از قبيل :
وضوى ضررى ، و يا غسل ضررى ، و يا معامله ضررى و . . . نفى مىكند و مقصود از آن نفى احكام آنها مىباشد و در توجيه سخن خود مىفرمايند : حرف « لا » كه از حرف نفى است ظاهر در نفى حقيقت و ماهيت است مثلًا وقتى گفته مىشود : - « لا رجل » مقصود از آن نفى جنس و ماهيت مرد حقيقتاً مىباشد و يا وقتى گفته مىشود : « لا صلاة لجار المسجد الا فى المسجد » ، مقصود از آن نفى حقيقت و ماهيت ادعايى نماز است از همسايه مسجد ، مگر در مسجد و مقتضاى بلاغت در كلام آن است كه در حديث « لا ضرر » نيز ، نفى حقيقت ضرر - به ادعا - اراده شده باشد ، زيرا نفى حقيقت ضرر حقيقتاً ممكن نيست چون ضرر حقيقتاً وجود دارد .
متأخران از اصوليين نظريه « آخوند » را از جهات مختلفى مورد انتقاد قرار دادهاند و ما نظر خواننده محترم را به كلمات آنان در كتابهاى اصولى ارجاع مىدهيم و مهمترين ايرادى را كه بر كلام « آخوند خراسانى » وارد كردهاند ، بيان مىنماييم و آن