اختياراتى از طرف خداوند بوده و مىتوانسته از طرف خود بر اساس اختياراتى كه به او داده شده است ، امر و نهى حكومتى نمايد ، لذا در اين حديث مىخواهند بفرمايند در حوزه حكومتى من نبايد هيچ گونه ضرر و ضيقى را كسى بر ديگرى وارد آورد و حديث « لا ضرر » كه از آن حضرت صادر شده است ، علت فرمان قطع درخت ، را كه منشأ ضرر بوده و سمره بر انصارى وارد مىآورد بيان مىنمايد و اساس آن حكم ، ولايت و اختياراتى است كه آن حضرت بر مردم داشتهاند .
پيداست حكم مذكور ، يك حكم الهى نبوده بلكه اعمال ولايت از طرف حضرت رسول اكرم ( ص ) بوده است .
ب بررسى اقوال
قول اول
: كسانى كه « لا ضرر » را به معناى نهى از ضرر دانستهاند ، در توجيه آن مىگويند : در زبان عرب ، گاهى « حرف نفى » استعمال مىشود و ليكن مقصود از آن « نهى » مىباشد ، مانند اينكه در قرآن مجيد آمده است :
« فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ »
يعنى در حج نزديكى با زنان و دروغ و قسم جايز نيست و مقصود از آن اين است كه شخص مُجرم نبايد هيچ يك از اين كارها را انجام دهد و همچنانكه رسول اكرم ( ص ) فرمودهاند : « لا سبق الا فى خف او حافر » يعنى نبايد هيچ گونه مسابقه جز در حيواناتى كه خف و يا حافر دارند ، انجام گيرد و همچنين است جملههاى ديگرى كه در كلمات شارع مقدس به كار رفته است و مىبينيم كه اين استعمال بسيار شايع است و بنابراين كلام محقق خراسانى كه مىفرمايد چنين استعمالى در لغت شايع نيست ، قابل قبول نمىباشد . اما به هر حال حمل حرف نفى بر نهى در حديث لا ضرر صحيح نخواهد بود ، زيرا در مواردى كه حرف نفى بر نهى حمل مىشود لازم است ، قرينهاى بر آن وجود نداشته باشد ( مانند مثالهايى كه بيان گرديد ) اما اگر چنين قرينهاى وجود نداشته باشد ( مانند حديث لا ضرر ) حمل نفى بر نهى صحيح نخواهد بود زيرا به ظاهر ، هيئت تركيبى در لا ضرر ، اخبار از نفى وجود ضرر مىباشد و پيامبر اكرم ( ص ) نيز ، در مقام بيان اين مطلب هستند كه به مخاطب بفرمايند : شما فردى هستيد كه در خارج ، ايجاد ضرر مىنماييد و چنين امرى در اسلام و حوزه حكومتى آن وجود ندارد ! علاوه بر اينكه در پارهاى از روايات آمده