در كتاب غصب فرموده است : تقويت از سه راه حاصل مىشود :
الف ) مباشرت كه ايجاد علت تلف است .
ب ) تسبيب كه ايجاد چيزى است كه تلف با وجود آن حاصل مىشود لكن به علتى ديگر و حصول علت با وجود سبب متوقع است .
ج ) اثبات يد : يد موجب ضمان و مسئوليت مىشود كه البته از محل بحث خارج است ، زيرا « يد » نسبت به اموال است .
بنابراين در اينجا متوقع الحصول بودن علت را در تسبيب لازم مىداند . در كتاب قصاص مىفرمايد :
قتل عمد به دو صورت اتفاق مىافتد :
اول ، مباشرتى كه يا با آلت تيز است يا با آلت سنگين كه در گيجگاه يا موضع حساس بزنند .
دوم ، تسبيب مانند خفه كردن با ريسمان ، دستمال و زدن با تير .
البته سبب داراى سه مرحله است :
1 - اكراه - زيرا اكراه در مكره غالباً داعى قتل را ايجاد مىكند .
2 - شهادت دروغ - كه در قاضى از نظر شرعى داعى به وجود مىآيد كه مشهود عليه را محكوم به قتل نمايد .
3 - گذاردن غذاى مسموم در مقابل شخصى .
در ديات از قواعد مىگويد :
مباشرت مانند آن است كه به سوى كسى تيراندازى كند و تسبيب مانند حفر چاه مىباشد . حال مشاهده مىشود مثالى را كه براى سبب در غصب آورده همان مثالى است كه براى شرط در قصاص آورده است و اينجا خلط شده است در باب ديات مثال حفر چاه گاهى شرط و گاهى سبب ناميده مىشود و در كتاب قصاص تيراندازى و خفه كردن را در باب سبب قرار داده است ، در حالى كه اين موارد داخل در مباشرت است . لذا كلمات علامه در كتب مختلفش ، گوناگون مىباشد .
ه - ) اجتماع دو سبب
گاهى اجتماع دو سبب مىشود مانند آنكه كسى سنگى را در غير ملكش سر راه