المقتضى للمغايرة . . . » اين قول در مقابل قولى است كه در اعتبار عمل صالح بين صادق و كاذب تفصيل داده است . و نيز شهيد ثانى معتقد است مستثنى فاعل الامرين ( توبه و اصلاح عمل ) است و شخص تائب بايد هر دو امر را انجام دهد . در خلاف نيز آمده است : « دليلنا : الا الذين تابوا و اصلحوا . . . فاعتبرت التوبة و اصلاح العمل »
لكن بر اينكه آيه شريفه مذكور دلالت بر اعتبار اصلاح عمل داشته باشد اشكال شده است ، زيرا احتمال دارد مراد از اصلاح ، استمرار بر توبه يا نفس آن باشد كه هر دو اصلاح مىباشند . كه به اين مطلب در بسيارى از كتب فقهى اشاره و تصريح شده است كه در پى مىآيد :
شرايع : « لان بقاءه على التوبة اصلاح و لو ساعة »
تحرير : « و الاصلاح المعطوف على التوبة يحتمل ان يكون المراد به التوبة و عطف لتغاير لفظه » مهذب البارع : « الاصلاح الاستمرار على التوبة »
رياض : « الاصلاح فسره الاكثر بالاستمرار عليها و لو ساعة »
2 - 3 ) اصلاح عمل مطلقاً شرط نيست
قائلين اين قول عبارتند از : شيخ ( ره ) در نهايه ، محقق ( ره ) در شرايع و نافع ، علامه ( ره ) در تحرير و قواعد و شرح ارشاد ، شهيد ثانى ( ره ) در مسالك ، محقق اردبيلى ( ره ) در مجمع الفائدة و البرهان .
بنابراين از اقوال اين دسته از فقهاء استفاده مىشود كه در قبول شهادت توبه كفايت كرده و نيازى به اصلاح عمل نيست .
3 - 3 ) تفصيل بين شخص كاذب و صادق
عدهاى معتقدند كه در كاذب اصلاح عمل معتبر است ، ولى در شخص صادق نيازى به آن نيست . شيخ ( ره ) در مبسوط اين مطلب را نقل كرده و ابن ادريس ( ره ) نيز اين قول را برگزيده است .
آيا هر مرتكب كبيرهاى ملحق به قاذف مىشود يا خير ؟
در كلمات فقهاء نسبت به اين مسأله تصريحى نشده است و مسأله محل اشكال